دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧
١ . معناى «اسم»
در باره ريشه واژه «اسم» ، اختلاف نظر وجود دارد . برخى آن را برگرفته از «وَسْم» به معناى علامت مى دانند و برخى آن را مشتق از «سُمُوّ» به معناى علوّ و رفعت گفته اند ؛ ولى با اين وصف ، مى پذيرند كه از لحاظ معناى لغوى به مفهوم نشانه است .[١]
٢ . فرق اسم و صفت
صفت ، دو معنا دارد . گاه به معناى مصدر «وصف» است و گاه به معناى اسم مصدر ، يعنى علامت و نشانه اى كه يكى از ويژگى هاى موصوف را بيان مى كند . بنا بر معناى دوم ، اسم و صفت ، هر دو به معناى علامت و نشانه مسمّا و موصوف اند و تنها تفاوت آنها اين است كه اسم ، شامل هر گونه علامتى مى شود ؛ امّا صفت ، علامتى خاصّ است و در اصطلاح ، نسبت ميان آنها ، عموم و خصوصِ مطلق است ؛ يعنى هر صفتى ، اسم نيز هست ؛ ولى هر اسمى ، صفت نيست . مثلاً «زيد» اسم است ، ولى صفت نيست ؛ ليكن «عالم» ، هم اسم است و هم صفت .
٣ . اتّحاد اسم و صفت در باره خداوند عز و جل
در احاديث اسلامى ، اسم و صفت ، در مورد خداوند متعال ، يك معنا دارند . براى مثال «سميع» و «بصير» در برخى از احاديث ، به عنوان صفت آمده اند[٢] و در برخى از احاديث ، به عنوان اسم [٣] و برخى از احاديث نيز تصريح مى كنند كه اسما و صفات خداوند ، تفاوتى ندارند ، چنان كه از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود :
[١] ر . ك : الإنصاف فى مسائل الخلاف بين النحويين : ج ٦ ص ١٦ ، المصباح المنير : ص ٢٩٠ ، لسان العرب : ج ١٤ ص ٤٠١ ، مشكل إعراب القرآن : ج ١٠ ص ٦ . [٢] التوحيد : ص ١٤٦ ح ١٤ . [٣] التوحيد : ص ١٨٧ .