دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١
١١٧.امام على عليه السلام ـ در يادكرد ويژگى پيامبر صلى الله عليه و آله ـ :او پيشواى پرهيزگاران و [چشم ]بصيرت ره يافتگان است .
١١٨.امام على عليه السلام ـ در يادكرد از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ :طبيبى بود كه با طبابت خود ، ميان مردم مى گرديد . مرهم هايش را درست و آماده كرده و ابزار داغ كردنش را تافته بود و آنها را بر هر جا از دل هاى كور و گوش هاى كَر و زبان هاى گُنگ ، كه نياز بود ، مى گذاشت . با داروى خود ، مواضع غفلت و جايگاه هاى سرگردانى را مى جُست [و درمان مى كرد] .
١١٩.امام على عليه السلام : من ، نور وحى و رسالت را مى ديدم و رايحه نبوّت را مى بوييدم . فرياد ( / ناله ) شيطان را در هنگامى كه وحى بر ايشان ، نازل شد ، شنيدم . گفتم : اى پيامبر خدا ! اين ، چه فريادى است؟ فرمود : «اين ، شيطان است كه از پرستيده شدنش ، مأيوس شده است . تو آنچه را من مى شنوم ، مى شنوى و آنچه را من مى بينم ، مى بينى ، جز آن كه تو پيامبر نيستى ؛ بلكه تو دستْ يار [من] هستى و تو در راه خيرى » .
١٢٠.امام على عليه السلام : من از جانب پروردگارم ، دليلى آشكار و در دينم ، بصيرت و در كارم ، يقين دارم .
١٢١.امام على عليه السلام ـ از سخنان ايشان كه در آن به كشتارها و فتنه هاى آينده اشاره مى كند ـ :سپس در آن [فتنه] ، عدّه اى چنان تيز [و آب داده] مى شوند كه آهنگر ، سرنيزه ( / تيغه شمشير) را تيز مى كند و ديدگانشان به نور قرآن ، روشنى مى يابد ... .[١] و روزگارشان ، به درازا مى كِشد تا خوارى را به نهايت مى رسانند و مستوجب دگرگونى [ـِ پيشامدهاى روزگار و زوال نعمت ها] مى شوند ، تا آن كه به پايان روزگار خويش ، نزديك مى شوند . گروهى نيز به آشوب ها روى مى آورند و دست به جنگ افروزى مى زنند و تخمِ جنگ مى افشانند .[٢] [امّا مؤمنانِ بينشوَر] با شكيبايى خود [در ميدان جهاد] بر خدا منّتى نمى نهند ، و جان فشانى هاى خويش در راه حق را بزرگ نمى پندارند تا آن كه چون قضاى الهى به تمام شدن مدّت بلا و آزمايش تعلّق گيرد ، [عقايد و] بينش هاى خود را بر سرِ شمشيران مى نهند [و آن را براى مردمان ، آشكارا تبليغ مى كنند ]و به فرمان اندرزگوىِ خويش مطيع پروردگار خود مى گردند .[٣] «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ :
[١] تا اين جاى حديث ، مربوط به بيان حوادث و فتنه هاى آينده است . [٢] اين قسمت از حديث ، به بيان حال و روز مردم در روزگار جاهلى گريز مى زند . [٣] اين قسمت از حديث ، به پس از ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله و مبارزات و جان فشانى هاى مسلمانان ، اشاره مى فرمايد .