دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٠
درآمد
بصيرت ، در لغت
واژه «بصيرت» ، از مادّه «بصر» است كه ، دو معناى اصلى دارد : يكى ، علم و ديگرى ، درشتى ، سختى و خشونت . در اين جا ، معناى نخستْ مقصود است . احمد بن فارِس ، در اين باره مى گويد : الباءُ وَ الصّادُ وَ الرّاءُ أصلانِ : أحَدُهُمَا العِلمُ بِالشَّى ءِ . يُقالُ : هُوَ بَصيرٌ بِهِ ... وَ البَصيرَةُ : التُّرسُ فيما يُقالُ ، وَ البَصيرَةُ البُرهانُ وَ أَصلُ ذلِكَ كُلِّهِ وُضوحُ الشَّى ءِ ... وَ أَمَّا الأَصلُ الآخَرُ فَبُصْرُ الشَّى ءِ غَلَظُهُ وَ مِنهُ البَصْرُ ، هُوَ أن يُضَمَّ أديمٌ إلى أديمٍ يُخاطانِ كَما تُخاطُ حاشِيَةُ الثَّوبِ . [١] باء و صاد و راء (بصر) ، دو معناى اصلى را تشكيل مى دهند : يكى ، عبارت است از علم به چيزى . گفته مى شود : «هُوَ بَصيرٌ بِهِ » يعنى : «او به آن چيز ، داناست » ... . بصيرت ، به معناى سپر است و به معناى برهان هم آمده است . اصل همه اينها ، روشن بودن چيزى است ... . امّا معناى اصلى دوم ، درشتى [و زُمختى] است . از همين معناست «بَصْر» كه عبارت از دو چرم را بر هم دوختن است ، چنان كه كناره پارچه ، دوخته مى شود .
[١] معجم مقاييس اللّغة : ج ١ ص ٢٥٣ ـ ٢٥٤ مادّه «بصر» . [٢] لسان العرب : ج ٤ ص ٦٤ و ٦٥ مادّه «بصر» . [٣] مفردات ألفاظ القرآن : ص ١٢٧ مادّه «بصر» . [٤] ر . ك : دانش نامه جهان اسلام : ج ٣ ص ٤٨٤ مدخل «بصيرت» ، دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٥٧٣ مدخل «بصيرت» . [٥] بر پايه برخى از پژوهش ها ، واژه بصيرت ، در فرهنگ هاى مختلف ، بيش از سى معنا را به خود اختصاص داده كه موضوع آينده و آينده نگرى در ميان بيشتر آنها مشترك است . همچنين بررسى سير تاريخى اين واژه ، نشان مى دهد كه اين واژه ، از زبان سانسكريت و از شرق به غرب رفته است . وجوه اشتراك فرهنگى اين واژه ، در شرق و غربْ فراوان است كه مهم ترين آنها ، آينده نگرى و تفاوت اصلى در چگونگى آن است . اولياى خدا ، در جستجوى شهود معنوى از طريق بصيرت اند ، در حالى كه رهبران و مديران ، در جستجوى بصيرتى هستند كه آينده سازمان خود را با موفّقيت ، قرين سازند (ر . ك : مقاله «بصيرت در رهبرى و مديريت اسلامى» ، محمّد اَزگُلى) .