دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩
همچنين امام رضا عليه السلام مى فرمايد : الاِسمُ غَيرُ المُسَمّى ، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنى فَقَد كَفَرَ وَ لَم يَعبُد شَيئا ، وَ مَن عَبَدَ الاِسمَ وَ المَعنى فَقَد كَفَر وَ عَبَدَ اثنَينِ ، وَ مَن عَبَدَ المَعنى دونَ الاِسمِ فَذاكَ التَّوحيدُ . [١] نام ، غير از ناموَر است . پس هر كه نام را بپرستد ، نه معنا را ، او كافر است و چيزى را نپرستيده است ، و هر كه نام و معنا را بپرستد ، او كافر است و دو چيز را پرستيده است ، و هر كه معنا را بپرستد ، نه نام را ، اينْ يكتاپرستى است . بنا بر اين ، استعمال اسماى الهى ، از يك سو نبايد فاقد مفهوم و معنا باشد تا موجب تعطيل معرفت خداوند متعال گردد ، چنان كه از سوى ديگر ، نبايد براى آنها مفهومى جدا از ذات بارى تعالى ، تصوّر كرد تا به تشبيه و شركْ منتهى گردد ؛ بلكه اسما و صفات الهى ، چيزى جز تعبير از ذات واجد همه كمالات و فاقد تمام كاستى ها نيستند .
٥ . معناى ذكر «بسم اللّه »
بر پايه آنچه شيخ صدوق در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» از امام رضا عليه السلام روايت كرده است ، ذكر «بسم اللّه » ، در حقيقت ، به معناى «نشان بندگى خدا را بر خود گذاشتن» است . متن روايت ، چنين است : مَعنى قَولِ القائِلِ : «بِسمِ اللّهِ» ، أى أسِمُ عَلى نَفسى سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ عز و جل وَ هِىَ العِبادَةُ . [٢] وقتى گوينده مى گويد : «به نام خدا» ، يعنى : نشان و داغى از نشان ها و داغ هاى خداوند عز و جل را بر خود مى نهم كه همان بندگى باشد .
[١] ر . ك : ص ٢٠٨ ح ٦ . [٢] ر . ك : ص ٢٠٦ ح ٣ . [٣] ر . ك : ص ٢١٦ ح ١٠ . [٤] ر . ك : ص ٢١٦ ح ١١ . [٥] عوالى اللّالى : ج ٤ ص ١٠٢ ح ١٥٠ ، إحقاق الحقّ : ج ٧ ص ٥٩٥ (به نقل از شعرانى در لطائف المنن ، كه در آن آمده : «... لكم ثمانين بعيرا من معنى الباء» . [٦] المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٢ ص ٤٣ . [٧] مشارق أنوار اليقين : ص ٢١ . در ينابيع المودّة (ج ١ ص ٢١٣ ح ١٥) آمده : در الدُّرُّ المُنَظَّم آمده است : همه اسرار كتاب هاى آسمانى ، در قرآن آمده است و همه آنچه در قرآن هست ، در سوره فاتحه آمده است و همه آنچه در سوره فاتحه هست ، در «بسم اللّه » آمده است و همه آنچه در «بسم اللّه » آمده است ، در نقطه زير باء هست و امام على عليه السلام فرموده است : «من ، نقطه زير باء [ بسم اللّه ] هستم» .