دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣
فصل شصت و دوم : مالك، مَلِك ، مَليك
واژه شناسى «مالك» ، «مَلِك» و«مَليك»
صفت «مالك (دارا) » ، اسم فاعل است و «مَلِك (فرمان روا) » ، صفت مشبّهه و «مَليك (صاحب) » ، صفت مشبّهه يا صيغه مبالغه است و البته هر سه ، برگرفته از ريشه «ملك»اند كه بر نيرومندى و درستى چيزى دلالت مى كند. گفته مى شود: «مَلَك الإنسان الشى ء يملكه ملكاً، والإسم المِلك» ، از آن رو كه نفوذ و تصرّف انسان در آن چيز ، نيرومند و درست است. ابن منظور گفته است: مَلْك و مُلك و مِلْك ، به معناى در تصرّف داشتن چيزى و توانايى در به خود اختصاص دادن آن است. جوهرى مى گويد: گويا مَلْك ، مخفّف مَلِك بوده و مَلِك ، كوتاه شده مالك يا مليك است و جمعِ مَلْك، ملوك و املاك بوده و اسم آن مُلك و اسم مكانش «مملكة» است. فيّومى مى گويد: وقتى درباره كسى گفته مى شود : «ملك على الناس أمرهم» كه سلطه بر آنها را بر عهده بگيرد. در اين صورت ، او مَلِك و مَلْك است و جمع آن دو ، ملوك است. پرسشى كه درباره اين صفات مطرح مى شود ، اين است كه چه تفاوتى ميان اين سه صفت وجود دارد؟ از آن جا كه ريشه هر سه صفتْ «ملك» است، اوصاف ياد شده ، بر نيرومندى و توانايى و در انحصار خود گرفتن و سلطه دلالت مى كنند؛ امّا در مورد تفاوت اين سه صفت، گمان غالب ، اين است كه چون مَلِك و مليك ، صفّت مشبّهه يا صيغه مبالغه هستند، دلالتشان بر سلطه ، از مالك ـ كه اسم فاعل است ـ بيشتر است؛ امّا از آن جا كه در طول زمان ، مَلِك و مليك بر پادشاه و فرمان روا اطلاق شده اند ، برخى مفسّران ، مالك را دارنده عين و ذات چيزى، و مَلِك و مليك را صاحب تدبير دانسته اند. در مقابل، برخى ديگر از مفسّران در مورد خداوند سبحان ، منكر چنين تفاوتى هستند. در بحث از موارد استعمال اين صفات در قرآن و احاديث، فهرستى از كاربردهاى اين صفات ذكر خواهد شد كه براى داورى و اظهار نظر در اين باره ، مفيد است.