دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧
فصل هفتم : خواب سبك و خواب سنگين
قرآن
«اللّه [همان] است كه خدايى جز او نيست، كه زنده و پاينده است. او را نه خواب سبك فرا مى گيرد و نه خواب سنگين» .
حديث
٥٥٨٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل نمى خوابد و خوابيدن، سزاوار او نيست. [كفه هاى ترازوى ]عدالت و قسط را [بر اساس اعمال خوب و بد] بالا و پايين مى برد و عمل [بندگان در] شب پيش از عمل [آنان در ]روز، و عمل روز پيش از عمل شب، به سوى خدا بالا برده مى شود. پوشش او ، نور و روشنايى است كه اگر كنار رود ، پاكى هاى رُخ او ، چشم آفريده اى را كه به او بنگرد ، مى سوزاند .
٥٥٨٨.مسند أبى يعلى ـ به نقل از ابو هريره ـ: از پيامبر خدا شنيدم كه روى منبر از موسى عليه السلامحكايت كرده، مى فرمود: «در دل موسى عليه السلامگذشت كه: آيا خداى بزرگ مى خوابد؟ پس خدا فرشته اى به سوى او فرستاد و فرشته، سه بار موسى را گرفت و فشار داد. پس از آن، دو شيشه به او داد كه در هر دست خود، يكى را بگيرد و به او فرمان داد تا از آنها نگهدارى كند. [پس از مدّتى ]خواب موسى را فرا گرفت و نزديك بود كه دو دستش به هم بخورند [و شيشه ها بشكنند]. ناگهان از خواب پريد و و يكى از آنها را از ديگرى دور نگه داشت و جلوى به هم خوردن دست ها و شيشه ها را گرفت. كمى بعد، دوباره به خواب رفت و [پس از مدّتى ]دو دستش به هم برخورد كرد و شيشه ها شكست». پيامبر خدا فرمود: «خدا براى موسى اين مثال را زد [و به او فهماند ]كه اگر خدا بخوابد، نمى تواند آسمان و زمين را نگه دارد».