دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩
٥٥٧٨.الكافى ـ به نقل از محمّد بن زيد ـ: خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم تا در مورد توحيد از او بپرسم. امام عليه السلامبرايم چنين املا فرمود: «ستايش، براى خدايى است كه پديدآورنده چيزها به صورت نوپديد است و با توانايى و فرزانگى اش آنها را نوآورى كرده است؛ امّا آنها را از چيزى پديد نياورد تا اختراع (آفرينش بدون مادّه و سابقه) از بين برود، و علّت و سببى (علّت مادّى، مادّه ازلى نخستين) در ميان نبود تا نوآورى نادرست گردد؛ بلكه آنچه را خواست و به همان صورت كه خواست، آفريد و در اين كار، يگانه و بى شريك بود، تا فرزانگى و حقيقت پروردگار بودن خدا را آشكار كند. خردها نمى توانند او را به چنگ آورند. اوهام به او نمى رسند، چشم ها او را در نمى يابند و اندازه، او را فرا نمى گيرد. سخن، درباره او وامانده است، چشم ها در او درمانده اند . وصف هاى گوناگون، در مورد او به بيراهه رفته اند، بى پرده نهان است و بى پوشش، پوشيده شده، بدون ديده شدن، شناخته شده است . بدون صورت، وصف مى شود و بدون آن كه جسم داشته باشد، ستوده مى شود. خدايى جز خداى سترگ و بلند پايه وجود ندارد.
ر . ك : ج ٤ ص ٥٢١ (حواس، او را حس نمى كنند)، الكافى: ج ١ ص ١٠٤ (باب نهى از جسم و صورت)