دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥
٥٤٩٨.امام على عليه السلام: ستايش، براى خداى يكتا و يگانه و صمد و بى همتايى است كه از چيزى موجود نشده و موجودات را از چيزى نيافريده است. [او راست ]توانايى اى كه با آن، از چيزها جدا شده و چيزها از او جدا گشته اند. پس براى او نه صفتى هست كه بدان رسيده شود و نه نهايتى كه براى آن ، مثال هايى آورده شود. آرايش زبان ها، پيش از رسيدن به صفات خدا درمانده شد و توصيفات گوناگون، در آن جا گم راه شدند. روش هاى ژرف تفكّر، در فرمان روايى خدا حيران شدند و تفسيرهاى فراگير، پيش از وارد شدن به ژرفاى دانش خدا باز ايستادند. پوشش هاى ناپيدا، در برابر سرّ نهان او مانع [از دسترس به او ]شدند. خردهايى كه در امور دقيق، بلندپروازى مى كنند، در پايين ترين درجات آنها متحيّر گشته اند. پس بلندْ پايه است خدايى كه بلندى همّت ها به او نمى رسد و ژرفكاوى فهم ها، به او دست پيدا نمى كند. بلندْ پايه است آن كه وقتِ شمارش شده و مهلت معيّن و صفت محدودى ندارد. پاك است آن كه آغازى شروع شده و پايانى تمام شده و نهايتى به سر رسيده ندارد. او پاك است وهمان گونه است كه خودش را توصيف كرده وتوصيف كنندگان، به وصف او نمى رسند. همه چيز را هنگام آفرينش آنها، محدود كرد تا آنها را از همانند شدن به خودش و خودش را از همانند شدن به آنها جدا كند. در چيزها وارد نشده تا گفته شود: «او در آنهاست»، و از آنها دور نمانده تا گفته شود: «او از آنها فاصله دارد»، و از آنها كنار نكشيده تا گفته شود: «كجاست؟»؛ بلكه دانش خداى سبحان، آنها را فرا گرفته و سازندگىِ او، آنها را استوار ساخته و نگهدارى اش، آنها را بر شمرده است. نهان هاى اسرار جوّ و پيچيدگى هاى پنهان تاريكى هاى شب و آنچه در آسمان هاى برين تا زمين هاى فرودين وجود دارد، از او پوشيده نيست. براى هريك از آنها نگهدار و نگاهبانى است و هريك از آنها چيزى را فراگيرنده است، و موجودى كه فراگيرنده هاى اشيا را فرا گرفته، يگانه بى همتا و بى نياز است؛ همان كه دگرگونى هاى زمان ها، او را تغيير نمى دهد و ساختن چيز موجود، او را به دشوارى نمى اندازد؛ بلكه تنها به چيزى كه خواست، گفت: «باش»، پس به وجود آمد. آنچه را آفريد، بدون نمونه اى از پيشْ موجود و بدون رنج و خستگى، نوآورى كرد. هر سازنده چيزى، از چيزى [چيزى را ]مى سازد، در حالى كه خدا آنچه را آفريد، از چيزى نساخت و هر دانايى، پس از نادانى آموخت، در حالى كه خدا نادان نبود و نياموخت. با علمش، پيش از پيدايش اشيا، بر آنها احاطه كرد، پس با وجود يافتن اشيا، علمش افزون نگشت. دانش او به چيزها، پيش از آن كه آنها را موجود سازد، همچون دانش او پس از ايجاد آنهاست. آفريدگان را براى تقويت فرمان روايى و بيم از نابودى و كاهش نيافريد، و نه براى كمك گرفتن از آنها در برابر مخالفى ستيزه گر و يا همتايى زياده خواه و يا شريكى گردنكش؛ بلكه [آنها ]آفريدگانى پرورش يافته و بندگانى خوارند. پس پاك است آن كه آفرينش آنچه آغاز كرد و تدبير آنچه آفريد، بر او گران نيامد، و از ناتوانى و سستى، به آنچه آفريد، بسنده نكرد. آنچه را آفريد، دانست و آنچه را دانست، آفريد. نه اين است كه با انديشه كردن در دانش نوپديد، به آنچه آفريد، رسيده باشد و آنچه را نيافريد، به خاطر ترديدى نبود كه بر او وارد شده باشد؛ بلكه [آفرينش، به سبب ]حكمى حتمى و دانشى استوار و امرى كامل بود. در پروردگارى، يگانه گشت و خود را به يكتايى، منحصر كرد و ارجمندى و ستايش را از آنِ خود ساخت و در يگانگى و ارجمندى و بلندى، بى همتا شد و به ستايش شدن، يگانه شد و به ارجمند دانسته شدن، ارج يافت و از داشتن فرزندان، برتر شد و از لمس كردن زنان، پيراسته شد و از همسايگى با شريكان، عزيز و والاست. پس در ميان آفريدگان، مخالفى ندارد و در ميان آنچه دارا شده، همتايى ندارد. كسى در فرمان روايى اش، با او شريك نيست. يكتا و يگانه و صمد است و نابود كننده ابد و وارث پايان؛ همان كه هميشه يكتا و بى آغاز بوده و هماره چنين خواهد بود، پيش از آغاز روزگاران و پس از دگرگونى هاى امور؛ همان كسى كه نابود نمى شود و تمام نمى گردد. به اين [مطالب]، پروردگارم را توصيف مى كنم. پس خدايى جز اللّه نيست؛ سترگى كه چه قدر سترگ است! و شكوهمندى كه چه قدر با شكوه است! و پيروزمندِ شكست ناپذيرى كه چه قدر عزيز است! و از آنچه ستمكاران مى گويند، بسى والاتر است!