دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩
٦٢ / ١
ويژگى فرمان روايى و مالكيت خدا
٥١٨٧.امام على عليه السلام: هر مالكى جز او ، مملوك است.
٥١٨٨.امام على عليه السلام ـ در مورد ، نام هاى خداى متعال ـ: امّا وضع نام ها اين گونه بود كه خداى والا و بلند مرتبه ، براى خود ، نام هاى نيكو برگزيد و خود را : «فرمان روا، بسيار آشتى جو ، سلام، ايمنى بخش، نگاهبانِ ، شكست ناپذير، چيره، بسيار بزرگ» و جز اينها ناميد؛ و هر نامى كه خدا با آن ناميده مى شود ، دليلى دارد . وقتى مَلِك نام گرفت، مقصودش درست كردن معناى نام بر اساس حكمت و فرزانگى است . پس آفريده ها را آفريد و به آنها امر و نهى كرد تا حقيقت اين نام و معناى فرمان روايى واقعيت يابد. مُلك هم چهار وجه دارد: توانايى، هيبت، سلطه ، و امر و نهى. امّا در مورد توانايى [ خداوند متعال ] اين سخن اوست : «همانا گفتار ما براى چيزى ، چون آن را بخواهيم ، اين است كه به آن مى گوييم: «باش!» ، پس به وجود مى آيد» . اين ، توانايىِ كاملى است كه دارنده آن نيازى به تماس مستقيم با چيزها ندارد؛ بلكه آنها را همان طور كه مى خواهد ، ايجاد مى كند و براى آفرينش چيزى نيازمند انديشيدن نيست، بلكه هرگاه چيزى را بخواهد، همان طور كه خواسته ، با حكمت تمام پديد مى آيد و با يك سخن و با توانايى چيره ـ كه به واسطه آن از آفريده هايش متفاوت است ـ تدبير براى او استوار مى گردد. سپس ، امر و نهى را كامل كننده و نهايت پايه هاى فرمان روايى قرار داد؛ چرا كه امر و نهى ، مقتضى پاداش و كيفر و ترس و اميد و هراس است و بقاى انسان ها از راه امر و نهى است و به واسطه اين دو ستايش و نكوهش ايشان ، درست مى شود و فرمان بُردار از نافرمان ، باز شناخته مى شود و اگر امر و نهى نبودند ، فرمان روايى، شُكوه و زيبايى و نظام مندى نداشت، و پاداش و كيفر ، لغو و بى اعتبار مى شد. چنين است تفسير همه نام هايى كه خداى سبحان براى خويش برگزيده است.