دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩
٥٢٧٤.امام صادق عليه السلام: خدايا! تويى كه كور مادرزاد و پيس و جذامى را بهبود مى بخشى و استخوان هاى پوسيده (خاك شده) را زنده مى كنى.
٥٢٧٥.امام صادق عليه السلام: آن گاه كه ارمياى پيامبر ، پس از تاخت و تاز بُختُ نَصَّر ، [١] به ويرانه هاى بيت المقدّس و اطرافش نگريست و گفت: «خدا چگونه [اهل] اين [دهكده] را پس از مردنشان زنده مى كند؟» ، خدا او را صد سال ميراند، سپس زنده اش كرد، و او به اندام هايش نگريست كه چگونه به هم جوش مى خورند و چگونه از گوشت ، پوشيده مى شوند، و به بندها و رگ هايش نگريست كه چگونه به هم مى پيوندند . پس چون كامل شد و نشست ، گفت: «مى دانم كه خدا بر هر كارى تواناست» . و خدا به گروهى كه از ترس طاعون ، از وطن هايشان گريخته بودند و تعدادشان به شماره نمى آمد ، زندگى داد . پس از آن ، ديرزمانى ، آنان را ميراند ، تا اين كه استخوان هايشان پوسيد و مفاصلشان از هم جدا شد و به خاك تبديل شدند . پس خداى متعال ، در زمانى كه دوست داشت توانايى اش را به آفريدگانش نشان دهد، پيامبرى را ـ كه به او حِزقيل مى گفتند ـ برانگيخت . پس ، آن گروه را فرا خواند . پس بدن هاى آنها جمع شدند و ارواحشان به بدن هايشان باز گشت و همچون روزى كه مرده بودند ، ايستادند، به گونه اى كه حتّى يكى از تعداد آنها كم نشد . پس از آن ، ديرزمانى در دنيا زيستند. و خدا گروهى را كه با موسى عليه السلام ـ آن گاه كه به سوى خداوند عز و جل روى آورد ـ بيرون شده بودند، ميراند. گفتند: «خدا را آشكارا به ما نشان بده » . خدا ، آنان را ميراند و سپس زنده شان كرد.
[١] بُختُ نَصَّر يا نبوكَد نَصَر (حك ٦٠٥ ـ ٥٦٢ ق. م) ، پادشاه ستمگر بابِل بود كه اورشليم (بيت المقدّس) را فتح و معابد آن را ويران كرد و از مردمانش ، آنها را كه زنده مانده بودند ، به اسيرى و بردگى به بابِل برد (دائرة المعارف فارسى) .