نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣
مشورت نمودن پيامبر، در درجه نخست سرمشقى است براى ديگران، كه در مسائل اجتماع استبداد و سرسختى نشان ندهند و به افكار عمومى احترام بگذارند و از افكار سودمند ديگران مدد جويند.
آرى، جمله( فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ) ; «هرگاه تصميم گرفتى، به خدا توكل كن»، حاكى از آن است كه مشورت پيامبر جنبه مقدماتى داشته و در نهايت، تصميم با خود او خواهد بود.
در تمام نظام هاى دموكراسى و حكومت هاى آزاد كه حل و فصل امور متكى بر مشاوره است، در عين حال رئيس واحدى وجود دارد كه پس از آگاهى از نتايج افكار ديگران، رأى قاطعى اتخاذ مى كند.
مشورت، تا حدى حجاب ها و پرده ها را كنار زده و دورنمايى از واقع را در برابر انسان ترسيم مى كند، ولى سرانجام فردى لازم است كه اين افكار مختلف را با هم ارزيابى كند و به طور واقع بينانه، تصميم بگيرد.
گروهى تصور مى كنند:«تنها مشاوره مى تواند گره مشكلات را بگشايد و يك جمعيت بدون داشتن يك سرپرست قاطع و تنها به مدد شور و مشورت جمعى، نيز مى تواند كارى را كه آغاز كرده است به پايان برساند و وقفه اى در كار آن ايجاد نشود»، آيه فوق بر خلاف اين تصور، بيان مى دارد كه گواهى مى دهد اختلاف و دو دستگى در جلسه مشاوره، موجب ركود و توقف كار مى گردد; سرانجام رئيس و سرپرستى لازم است كه پس از مشاوره، رأى قاطعى اتخاذ كند. از اين رو، خداوند پس از امر به مشاوره به پيامبر مى فرمايد:(فَإِذا عَزَمْتَ); «وقتى تو تصميم گرفتى...».
تاريخ زندگانى پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) حاكى از آن است كه آن حضرت تا چه اندازه به افكار ياران خود احترام مى گذاشت و با اين كه چهره حقيقى واقعيات، از هر نظر در آينه دل او منعكس بود، و به صلاح و فساد امورى كه به شور و مشور