نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
٤. پاكى از يك سلسله صفات روحى و عيوب جسمى كه موجب تنفر مردم و انزجار جامعه از دارندگان آنها مى شود و در نتيجه، تبليغ و كوشش هاى آنان عقيم و بى اثر مى گردد. عالمان و متكلمان براى لزوم هر كدام از اين امتيازات، دلايل و گواه هاى روشن و استوارى بيان كرده اند[١] كه ما براى رعايت اختصار، از نقل آنها خوددارى مى كنيم.
آيا چنين امتيازاتى ايجاب نمى كند كه در مسائل مربوط به دين و مذهب، همواره از آنها پيروى كنيم و هرگز انتظار داشته باشيم كه اين مربيان الهى، با داشتن عصمت و مصونيت از خطا و اشتباه در مقام تشريع و رهبرى، از افكار ناقص و نارساى ما پيروى نمايند؟
كسانى كه مى خواهند شرايع آسمانى و رهبران الهى همواره از خواسته هاى درونى آنها پيروى كنند، و چرخ تشريع بر محور افكار خام و نارساى آنان دور بزند، فاقد بينش صحيح نسبت به پيامبران بوده و مقام و منزلت انبيا را به خصوص با در نظر گرفتن عصمت آنان، ارزيابى نكرده اند.
خداوند با جمله:(وَاعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ فى كَثير مِنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ); «بدانيد در ميان شما پيامبر خدا است; اگر او در بسيارى از امور از شما پيروى نمايد به تنگنا مى افتيد»، به كسانى كه بر خدا و پيامبر پيشى مى جويند و فكر خود را بر فكر پيامبر، و به عبارت بهتر و صحيح تر بر وحى الهى مقدم مى دارند، تذكر مى دهد كه با وجود پيامبرى معصوم از گناه و مصون از خطا، نبايد بر او سبقت بجويند.
خلاصه: در آغاز سوره، خداوند به افراد با ايمان چنين دستور مى دهد كه:
(لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ وَرَسُولِهِ); «بر خدا و پيامبر او پيشى مجوييد»; در اين
[١] ما درباره لزوم هر يك از اين امتيازات، در كتاب رسالت جهانى پيامبران به طور مبسوط سخن گفته ايم، طالبان كسب اطلاعات بيش تر، به اين كتاب مراجعه نمايند.