نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧
تخطئه و كوبيدن اين گونه انتقادهاى نا به جا ـ كه حاكى از عدم ايمان به حقيقت نبوت و شرع انور است ـ در سوره احزاب آياتى دارد كه به نقل و ترجمه يكى از آنها اكتفا مى كنيم:[١]
(وَمَا كانَ لِمُؤْمِن وَلا مْؤمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعصِ اللّه وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً).[٢]
«هنگامى كه خدا و رسول او دستورى دادند، براى مردان و زنان با ايمان جاى اعتراض و اختيار نيست; هر كس خدا و رسول او را نافرمانى كند، آشكارا گمراه شده است».
مرحوم طبرسى مى فرمايد: منظور از جمله (لا تُقَدِّمُوا...) يك معناى وسيعى است حاكى از آن كه افراد با ايمان بايد در هيچ كارى و مطلبى بر خدا و پيامبر او سبقت نگيرند، و آن چه ما آن را تشريح كرديم، در حقيقت مصداقى از اين معناى وسيع بود.
اسلام واقعى همان تسليم است
اسلام واقعى همان حالت تسليم در برابر خدا است; حتى امير مؤمنان(عليه السلام)در معرفى حقيقت اسلام، به يك جمله اكتفا مى كند و مى فرمايد: «اسلام همان تسليم در برابر دستورات خدا است»[٣]; يعنى مسلمان واقعى كسى است كه همه فرمان هاى خدا را ـ خواه به سود او تمام گردد يا به زيان او، خواه مطابق خواسته
[١] رك: احزاب(٣٣) آيه ٤، ٥، ٣٦ و ٤٠.
[٢] همان، آيه ٣٦.
[٣] «الإسلام هو التسليم»(نهج البلاغه، حكمت ١٢٥).