نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٦
مى شود، محكوم به پرداخت جريمه مى گردد.
امروز در اين كشورهاى صنعتى، بخش جراحى و معالجه سياه پوست و سفيدپوست با هم متفاوت است و وسايل و داروهايى كه در بخش سفيدپوستان به كار مى رود، هرگز در بخش جراحى و معالجه سياه پوستان وجود ندارد و پزشكان جوان خارجى كه در نظر آنان به سان پزشكيار نوآموزى هسنتد، حق معالجه سفيدپوستان را ندارند، ولى بخش سياهان به روى آنها باز است!
آيا با اين امتيازات نارا و تضييقات بى حد و حساب در ميان اين ملل، چگونه مى توان آنان را منادى آزادى و پايه گذار «حُريّت» خواند؟!
مسأله اعلاميه حقوق بشر، كه پس از انقلاب كبير فرانسه به تصويب رسيد و يا منشور آزادى و برابرى بشر كه پس از جنگ جهانى دوم انتشار يافت، و تمام دولت هاى بزرگ و متنفّذ، آن را امضا كردند، هنوز نتوانسته است به اين كشمكش ها پايان دهد، ولى در ريگزار عربستان آن روز، و در دنياى تاريك آن زمان، يك مرد الهى، و يك رهبر آسمانى، منادى حقيقى آزادى و برابرى انسان ها گرديد و گفت: «در پيشگاه خداوند و عدالتخانه او، سيدقرشى و سياه حبشى يكسان است».
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) براى ابطال و كوبيدن اين سنت هاى غلط، پيام هاى جامع و ارزنده اى به جامعه هايى كه به خون و نژاد و زبان افتخار مى كردند فرستاده است.
پيامبر عالى قدر اسلام، خود فرزند همان محيط بود، و به درد و درمان جامعه عرب آشنايى كامل داشت; او مى دانست كه علت انحطاط مردم مكه چيست از اين رو در صدد برآمد كه دست، روى دردهاى اجتماعى جامعه عرب بگذارد، و اين بيمارى هاى خانمان برانداز را به طور كامل معالجه بنمايد.
ما در اين جا، بخش هايى از سخنان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) را مى آوريم، و هر بخش از آنها براى معالجه درد خاصى مطرح شده است كه به آنها اشاره مى شود: