نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١
بلكه تو راشد فرزند بنده خدا هستى.
پيامبر در غزوه «ذى قرد» نام آبى را پرسيد كه شور بود; عرض كردند: نام آن «بيسان» است; فرمود: آن را «نعمان» بگوييد.[١]
مردى خدمت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيد; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از نام او پرسيد; وى گفت: نام من «بغيض» است; پيامبر فرمود: نام تو «حبيب» است. درست نقطه مقابل «بغيض» است.[٢]
عين اين جريان درباره شخص ديگرى نيز رخ داد، پيامبر از نام او پرسيد، وى گفت: نام من «عبد شرّ»(بنده شر) است; پيامبر فرمود: ]نه[ بلكه نام تو «عبد خير» است.[٣]
همچنين زنى بر رسول خدا وارد شد كه نام او «عاصيه» (گناهكار) بود; پيامبر نام او را تغيير داد و فرمود: از اين پس نام تو «جميله» است.[٤]
مردى كه نام او «عبدالجان» بود، به فرمان رسول خدا، به «عبداللّه» تغيير نام يافت.[٥]
برخى كه نام آنها، «جبار» و يا «قيوم» بود كه از اسامى مخصوص خداوند است، به فرمان پيامبر كلمه «عبد» بر آن دو افزوده شد و «عبدالجبار» و «عبدالقيوم» ناميده شدند.[٦]
اشخاصى كه نام هاى آنان «عبدالعزى»، «عبدالشمس»، «عبداللات» و
[١] سيره حلبى، ج٣، ص ٣٧٧.
[٢] اسدالغابه، ج١،ص ٢٠٢.
[٣] اسدالغابه، ج٢،ص ٦٣.
[٤] همان، ج٣، ص ٧٦.
[٥] همان، ص ١٧٤.
[٦] همان، ج٤، ص ٣٦٢ و ج٥، ص ٢٥٠.