نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٦
افراد با ايمان است، ولى در حقيقت، تعليلى است بر اين كه چرا گروه «بنى اسد» بايد بگويند: «أسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإيمانُ فى قُلُوبِكُمْ; اسلام آورديم، با آن كه ايمان هنوز در دل هاى آنها نفوذ نكرده است»; چرا؟! زيرا افراد با ايمان داراى نشانه هاى زير مى باشند:
١. به خدا و رسول او از صميم دل ايمان مى آورند;
٢. ترديد و تشكيكى به خود راه نمى دهند;
٣. در راه خدا فداكارى مى كنند;
آيا اين شرايط در شما وجود دارد؟ به طور مسلم نه; زيرا ظواهر اعمال شما حاكى از آن است كه هنوز از صميم دل ايمان نياورده ايد; هنوز در دل ترديد داريد، و هرگز در راه خدا، از جان و مال خود نمى گذريد. اينك توضيحاتى درباره نشانه سوم:
جانبازى و فداكارى از نشانه هاى افراد با ايمان است; شخص با ايمان همواره با جان و مال و شؤون ديگر خود، در راه هدف، كوشش و فداكارى مى كند; زيرا اعمال و رفتار هر فردى زاييده طرز تفكر و عقيده اوست. اگر ايمان انسان به چيزى، به حدى برسد كه آن را بالاتر از جان و مال و هستى خود بداند; قطعاً در راه تحصيل و حفظ آن، حداكثر كوشش را نموده و از همه چيز خود مى گذرد.
اصولاً ايمان و اعتقاد به يك چيز، آن چنان در انسان، حب و علاقه شديدى ايجاد مى كند كه گاهى بى اختيار به آن عشق مىورزد، و ناگفته پيداست كه عشق، يك احساس باطنى و درونى است كه به طور خودكار در انسان تحرك ايجاد مى كند.
قدرت و تحركى كه اين «احساس» در درون انسان به وجود مى آورد و طوفانى و هيجانى كه عاطفه انسانى در محيط زندگى توليد مى كند، هرگز استدلال و منطق نمى تواند همانند آن را ايجاد كند.