نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
غير مفيد خواهد بود.
كسانى كه از صراحت گفتار و بيان حقايق تلخ و فاش ساختن عيوب اجتماع، واهمه و ترس دارند، افرادى هستند كه مى خواهند نقايص روحى و اجتماعى آنها زير سرپوش سكوت و بستن زبان ها و شكستن قلم ها مخفى بماند و هرگز راضى نمى شوند كه اشكالات كار آنها در آيينه بيان نويسندگان و گويندگان منعكس گردد و هرگاه ديدگان آنها به چنين آيينه هايى افتاد، مى خواهند آنها را بشكنند; بايد به چنين كسانى گفت: «خود شكن! آيينه شكستن خطاست».
تنها اين مورد نيست كه يك رذيله اخلاقى(بدگويى و عيب جويى) با يك سجيه انسانى(راهنمايى كردن مردم به نقايص و معايب خود) با يك ديگر مشتبه مى شوند، بلكه ممكن است بسيارى از سجاياى انسانى و اصول اخلاقى با يك سلسله رذايل روحى و اخلاقى قابل اشتباه باشند و با بررسى دقيق مى توان مرزهاى هركدام را از ديگرى متمايز و جدا ساخت.
تحريك عواطف
قرآن در اجراى اين اصل اخلاقى از تحريك عواطف مدد جسته است و هنگامى كه مى خواهد بگويد: از يكديگر عيب جويى مكنيد، چنين مى فرمايد: (وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ); «از خود عيب جويى منماييد» و مقصود از اين تعبير، همان تحريك عاطفه انسانى است; زيرا اخوت مذهبى و برادرى دينى، آن چنان رشته الفت و مودتى در ميان مؤمنان به وجود آورده و آنها را مانند يك تن و يك مجموعه واحد زنده قرار داده است كه عيب جويى از يك فرد مسلمان، به منزله عيب جويى از خود محسوب شده است.