نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٩
نه تنها بايد از نيروى جسمانى افراد استفاده نمود و همه را در نقطه اى متمركز ساخت، بلكه بايد هميشه به يارى تفكرى جمعى و مشورت و گرد هم آيى و تبادل نظر، مشكلات بزرگ را از ميان برداشت. قرآن مجيد، مشاوره و تبادل نظر را يكى از صفات برجسته افراد با ايمان مى داند و مى فرمايد: (وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقامُوا الصَّلوةَ وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون)[١]; «كسانى كه به نداى پروردگار خود پاسخ گفته و نماز را برپا مى دارند و امور آنان بر اساس مشورت و تبادل نظر استوار است و از آنچه بديشان روزى داديم، انفاق مى كنند»; و نكته اين مطلب همان است كه سراينده اشعار ياد شده نيز در دو شعر زير به آن توجه داده است:
اگر مرا و تو عقل خويش كافى بود *** چرا به امر خداوند، امر بر شورى است
بدين دليل«يداللّه مع الجماعة» سرود *** كه با جماعت، دستى قوى، يدى طولى است
ملاك و سرچشمه اتحاد چيست؟
اكثر جامعه شناسان مى گويند: انسان يك موجود اجتماعى است و در ساختمان وجودى و آفرينش وى، تمايلات شديدى به زندگى دسته جمعى نهفته است. اكنون بايد ديد كه اين حيات اجتماعى در سايه چه عواملى تحقق مى پذيرد.
امروز گروهى از جامعه شناسان معتقدند كه عواملى همچون: «نژاد»، «زبان»، «وحدت تاريخ»، «وحدت ارضى» و «خون»، عناصر سازنده مليت و وحدت ملتهاست; اجتماعى كه از عناصر مزبور به وجود مى آيد، همان است كه در
[١] شورى(٤٢) آيه ٣٨.