نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٦
براى پايدارى چنين صلحى، اسلام شرايطى در نظر گرفته است:
١. هر نوع پيمان سازش و ترك تعرض و تجاوز، بايد بر اساس عدل و داد استوار باشد، و نيرومندى يك طرف، نبايد موجب شود كه او خواسته هاى خود را بر متخاصم ضعيف و ناتوان تحميل كند; از قديم الايام، گفته اند: «صلح حقيقى ميان قوى و ضعيف متصور نيست» و اين همان حقيقتى است كه قرآن آن را با جمله: (فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا); «ميان آنان با عدل و داد، صلح و صفا برقرار سازيد و در بستن پيمان، عدالت بورزيد»، بيان نموده است.
٢. افراد با ايمان و خداشناسى كه هيچ گونه منافعى در اين درگيرى ندارند، بر اين صلح نظارت كنند.
٣. هرگاه يكى از طرفين به فكر توسعه طلبى افتاد و بر خلاف مواد پيمان صلح گام برداشت، ناظران بى طرف صلح، بايد با جنگ و نبرد، او را سر جاى خود بنشانند، تا افراد ستمگر و متجاوز بدانند كه در جامعه اسلامى براى آنان منزلتى وجود ندارد و اين دو شرط اساسى را قرآن با جمله زير بيان فرموده است: (فَإِنْ بَغَتْ إِحديهُما عَلَى الأُخرى فَقاتِلُوا التَّى تَبْغى);«هرگاه گروه ناظر بر صلح، ببينند كه يكى از متخاصمين به فكر تجاوز افتاده است، بايد با متجاوز نبرد كنند».
٤. نبرد با ستمگر نبايد جنبه انتقامى داشته باشد، بلكه بايد هرگونه نبرد با او، براى اين باشد كه او به فرمان خدا گردن نهد و انديشه تجاوز و تعدى به حقوق افراد با ايمان را از مغز خود بيرون براند و اين مطلب را با جمله (حَتّى تَفىءَ إِلى أَمْرِ اللّهِ);«جنگ تا آن جا ادامه يابد كه ستمگر به راه عدل و داد ـ كه فرمان الهى است ـ باز گردد»، بيان نموده است.
٥ . در آخر آيه، نكته لازمى يادآور شده است و آن اين كه افراد با ايمان بايد در تمام حالات براى صلح تلاش كنند و اين جنگ ها نبايد آنان را از برقرارى صلح،