نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
دروغ پرداز عهد رسالت
«وليد بن عقبة بن ابى معيط» كه شاخه اى از شجره ناپاك بنى اميه بود، در زمان پيامبر مأموريت يافت كه با سران قبيله «بنى المصطلق»تماس بگيرد و ماليات اسلامى (زكات) را از آنها گرفته به مدينه آورد; افراد اين قبيله وقتى شنيدند كه نماينده پيامبر وارد سرزمين آنان مى شود، همگى به استقبال وى شتافتند، ولى بر اثر عداوت ديرينه اى كه وليد با قبيله مزبور داشت، يا بر اثر يك تصور غلط كه فكر كرد آنان قصد كشتن وى را دارند بدون اين كه با استقبال كنندگان تماس بگيرد، از همان نقطه به سوى مدينه بازگشت و گزارش داد كه قبيله بنى المصطلق از آيين اسلام بيرون رفته اند و هرگز حاضر به دادن ماليات نيستند و قصد داشتند كه خون مرا بريزند.
ناگفته پيداست كه چنين گزارش نادرستى چقدر خطرناك است؟ و تا چه اندازه مى تواند به يك گروه بى گناه آسيب وارد سازد؟
مسلمانان در موقعيتى قرار داشتند كه مى خواستند درباره قبيله مزبور تصميم بگيرند; ناگهان سران آنها از اين جريان آگاهى يافتند و به محضر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شرفياب شدند و عرض كردند: از خشم خدا و پيامبر وى به خدا پناه مى بريم; رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در حالى كه سخت ناراحت بود فرمود: دست از كار خود برداريد و به آيين اسلام برگرديد و در غير اين صورت، كسى را براى ادب كردن شما مى فرستم كه او جان و روح من است و در اين لحظه، دست به شانه على زد....
گويا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) حتى به اين نيز اكتفا نكرد، بلكه مأمور مخفى به ميان قبيله بنى المصطلق روانه نمود و امور مذهبى آنها را تحت نظر گرفت و معلوم گرديد كه گزارش وليد دروغ بوده و آنها در اوقات نماز مشغول عبادت شده و آماده دادن ماليات اسلامى هستند.[١]
[١] زمخشرى، كشاف، ج٣، ص ١٤٩.