نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨
گويى با يك فرد عادى كوچه و بازار حرف مى زنند.
در سال نهم هجرت كه آن را «عام الوفود» مى نامند، هيأت و دسته هاى مختلفى از قبايل اطراف براى تشرف به اسلام به مدينه مى آمدند; وقت و بىوقت پشت در اتاق پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)كه با مسجد چندان فاصله نداشت مى ايستادند; فرياد مى كشيدند كه «يا محمد اخرج» (اى محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)از اتاق بيرون بيا)[١] اين كار علاوه بر اين كه استراحت رسول خدا را به هم مى زد، يك نوع بى احترامى به شخصيت بزرگ آن حضرت نيز بود و لذا قرآن در آيه چهارم اين سوره اين گونه افراد را كم فهم و بى خرد شمرده است.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نه تنها در آداب معاشرت، از بيگانگان و عرب هاى بيابان ناراحتى داشت، بلكه برخى از ياران و اصحاب نزديك آن حضرت هم، ادب سخن گفتن را در محضر وى مراعات نمى كردند.
بخارى محدث معروف اهل سنت مى نويسد: هيأتى به نمايندگى از قبيله «بنى تميم» وارد مدينه شدند; ابوبكر و عمر، هر يك، شخصى را براى ملاقات با آنها معين نمود; اختلاف آنان در تعيين آن فرد، به مشاجره انجاميد، و داد و فرياد آنان در محضر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)باعث رنجش خاطر او گرديد. براى جلوگيرى از تكرار اين حركات ناشايست در محضر آن پيشواى بزرگ، آيه دوم و سوم سوره حجرات نازل گرديد و آن چنان اين عمل را بد شمرد كه نتيجه آن «حبط اعمال» معرفى گرديد.[٢]
اصولاً بايد ديد چرا اين نوع بى احترامى، در محضر پيامبر سبب از بين رفتن پاداش اعمال مى گردد، اين، از آن روست كه توقير و احترام از نظر ظاهر، حتى طرز سخن گفتن در محضر او و با او، حاكى از يك احترام باطنى نسبت به پيامبر است،
[١] عبدالعلى حويزى، نورالثقلين، ج٥، ص ٨٠.
[٢] منصور على ناصف، التاج، ج٤، ص ٢١٣ـ ٢١٤.