نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
ما به طور اجمال نمونه اى از طرز رفتار و معاشرت پيامبر عالى قدر اسلام را با مردم در اين جا نقل مى نماييم:
او در سلام كردن بر مردم پيشى مى گرفت; اگر مى خواست با كسى در كوچه اى و يا مجلسى سخن بگويد، با گوشه چشم نگاه نمى كرد، بلكه با تمام بدن با او رو به رو مى شد و سخن مى گفت و همواره تبسم بر لب داشت، اگر كسى در سخن خود خطا مى كرد، او را مؤاخذه نمى نمود; كسى از خوشخويى و خوشرويى او محروم نبود، و اگر كسى از ياران وى غايب مى شد فوراً از او تفقد مى فرمود، و از تمام طبقات احترام كامل به جا مى آورد; حتى هر فردى تصور مى نمود كه عزيزترين فرد نزد پيامبر، خود اوست; آن حضرت، در مجلس براى خود جاى مخصوصى قرار نمى داد و هر كجا كه جاى خالى بود مى نشست; حاجات نيازمندان را برطرف مى كرد و اگر امكان نداشت، با زبان خوش آنها را راضى مى ساخت; حيا و اُبُّهت و صدق و صفاى خاصى بر مجلس او سايه مى افكند، و صدا در آن بلند نمى شد; سوء ادب افراد بى اطلاع و غريب را تحمل مى نمود، و اگر كسى كارى انجام مى داد كه مطابق طبعش نبود، از آن تغافل مىورزيد، بزرگان را احرام مى كرد و خردسالان را نوازش مى نمود; كمتر سخن مى گفت، سخن كسى را قطع نمى نمود،كسى را سرزنش نمى كرد; چيزى كه سود نداشت از آن پرهيز مى نمود; به سخنان مردم خوب گوش مى داد و... صفات حميده و ملكات فاضله آن حضرت در كتاب هاى سيره و تاريخ اسلام منعكس است و بسيار آموزنده است.
جامعه خشن
چنين روح لطيف و آزاده، گرفتار افرادى شده بود كه از بسيارى مزاياى اخلاقى دور بودند وبا شخصيتى مانند رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، چنان سخن مى گفتند كه