نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨
آن قرار دارند، در برابر او حاضر خواهد بود.
هر موجود مادى در نقطه مشخصى از مكان قرار مى گيرد و وجود آن، مكان خاصى را اشغال مى كند; در اين صورت، آنچه كه با مكان او فاصله كمترى دارد، آن را «نزديك» و چيزى كه با او فاصله زيادى دارد آن را «دور» خواهيد ناميد، ولى اگر موجودى زندان مكان را شكست و در وجود خود نيازى به مكان پيدا نكرد و در جهان مافوق مكان قرار گرفت، ديگر براى او، دور و نزديك مطرح نخواهد بود.
براى روشن شدن اين نكته، مثال هايى در اين جا ذكر مى كنيم: حشره ريزى با ديدگان كم فروغ خود روى قالى رنگارنگى راه مى رود; اين حشره، در هر لحظه فقط يك نقش و يك رنگ معين را مشاهده مى كند و فقط از نقطه خاصى از سطح فرش آگاه است و از نقاط ديگر آن، كه از قلمرو ديد او خارج است، كاملاً بى خبر است، ولى انسانى كه در كنار همان فرش ايستاده و با ديدگان پر فروغ خود همه رنگ ها و نقشه هاى سطح فرش را يك جا مشاهده مى كند، درست بر خلاف آن حشره، از همه نقاط آن آگاه و مطلع است.
مثال دوم: در كنار رودخانه بزرگى همراه با گروهى از دوستان خود، نشسته و امواج كوبنده آب و جريان آن را تماشا مى كنيم; در هر لحظه، با موج و جريان تازه اى رو به رو هستيم و از امواج و آب هايى كه در آغاز رودخانه است، تا پايان آن، كه به دريا مى ريزد، كاملاً بى خبر هستيم و علت اين محدوديت، همان محدوديت مكانى ماست كه در چهارچوب آن قرار گرفته ايم و اگر روزى توانستيم با هواپيمايى بر فراز رودخانه قرار بگيريم در اين هنگام، قسمت هاى مختلف رودخانه را با تمام امواج و آب هاى جارى آن، يك جا مشاهده مى كنيم.
در اتاق كوچكى نشسته ايم كه فقط روزنه كوچكى به بيرون دارد و از آن روزنه به خارج مى نگريم: ناگهان كاروانى از شتران با بار مخصوص خود از كنار اين اتاق مى گذرند. ما از آن روزنه، در هر لحظه، بيش از يك شتر نمى بينيم، ولى كسانى كه