نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٧
آفريننده آنها گرفته و مى فرمايد:
«اَتْقَنَ ما خَلَقَ بِحِكْمَتِهِ وَوَضَعَ كُلَّ شَىْء مِنْهُ مَوْضِعَهُ بِعِلْمِهِ».[١]
«جهان آفرينش را با نقشه حكيمانه خود محكم و استوار آفريد و هر چيزى را با علم ويژه خود در جاى خود قرار داد».
دليل دوم بر علم خداوند
خداوند، كسى است كه در همه جا هست و در هر زمانى از همه چيز آگاه است.
دليل دوم بر علم گسترده خدا و آگاهى وى از همه موجودات و رويدادهاى جهان، همان احاطه خداوند بر پديده هاى جهان خلقت و نامتناهى بودن وجود اوست، وجود نامتناهى، وجودى كه در همه جا حاضر و بر هر موجودى ناظر است، طبعاً از همه چيزى آگاه خواهد بود، ولى اگر در محدوده ماده باشد و در زندان مكان محبوس گردد، ممكن نيست از همه چيز و از همه جا مطلع و با خبر گردد.[٢]
توضيح اين كه: هيچ موجود مادى، از عرصه زمان بيرون نيست و هر موجودى كه در پوشش زمان قرار بگيرد، شعاع وجود او به همان زمان محدود مى گردد و ديگر وجود او نمى تواند قبل و بعد از زمان خود را اشغال كند و قطعاً از آن دو زمان آگاه نخواهد بود، ولى اگر زندان زمان را بشكند و در مافوق زمان قرار گيرد، ديگر بر او ديروز و امروز مفهومى نخواهد داشت و زمان با تمام حوادثى كه در عرصه
[١] بحار، ج٤، ص ٥٨.
[٢] در بخش هاى آينده درباره تجرد خدا از ماده و پيراستگى او از زمان و مكان بحث هاى بيش ترى خواهيم كرد.