نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٧
١. موضوع تفاخر به فاميل و خانواده و قبيله
از دردهاى ريشه دار جامعه عرب بود، و بزرگ ترين افتخار براى يك نفر اين بود كه شاخه اى از قبيله سرشناسى مانند قريش باشد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)براى برانداختن اين اصل موهوم چنين فرمود:
«أيُّها النّاسُ إنّ اللّه قَد أذهبَ عَنْكُمْ نَخْوَةَ الْجاهِليَّةَ وَتَفاخُرَها بِ آبائها أَلا إنَّكُمْ من آدمَ وَآدمُ مِنْ طين; ألا إنّ خَيْرَ عِبادِ اللّهِ عَبْدٌ اتقاهُ;[١]
اى مردم! خداوند در پرتو اسلام، افتخارات دوران جاهليت و مباهات به انساب را از ميان شما برداشت; همگى شما از آدم پديد آمده ايد و او نيز از گل آفريده شده است; بدانيد كه بهترين مردم كسى است كه از گناه و نافرمانى چشم بپوشد».
او براى اين كه به جهانيان اعلام دارد كه مقياس واقعى برترى شخصيت، تقوا و پرهيزگارى است در بخشى از سخنان خود، تمام مردم را به دو دسته تقسيم كرده و فضيلت و افتخار را از آنِ جمعيتى دانسته است كه متقى و پرهيزگار باشند و با اين تقسيم و دسته بندى بر تمام ملاك هاى موهوم برترى، قلم بطلان كشيده است، آن جا كه فرمود:
«إنّما النّاسُ رَجُلانِ مُؤْمنٌ تَقىٌّ كَريمٌ عَلى اللّهِ وفاجِرٌ شَقِىٌّ هَيِّنٌ عَلى اللّهِ;
«مردم در پيشگاه خداوند بر دو دسته اند:(و دسته سومى وجود ندارد) دسته اى پرهيزكار كه در پيشگاه خداوند، گرامى هستند، و گروهى متجاوز گناهكار كه در نزد خداوند ذليل و خوارند».
[١] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٤١٢; كلينى، كافى، ج٨، ص ٢٤٦.