نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٤
٢. انزوا و زدگى از اجتماع
تفحص و كنجكاوى در امور شخصى مردم، نوعى پيروى از سوء ظن است و اين كار در واقع عكس العمل بدبينى است و فرد كنجكاو، در طول مراقبت و تجسس هاى خود، به عيوب و نقاط ضعف بسيارى از افراد واقف مى گردد و بر اثر آن، حالت زدگى و انزوا به او دست مى دهد و در حقيقت كمتر كسى را شايسته معاشرت و زندگى تشخيص مى دهد و چه بسا ممكن است عيوبى از افراد به دست آورد كه كوچك ترين ارتباطى به معاشرت و رابطه او با مردم، ندارد ولى مع الوصف، به طرز محسوسى از اجتماعى بودن انسان مى كاهد و او را به انزوا و گوشه نشينى دعوت مى نمايد; زيرا براى شخص كنجكاو كه طبعاً يك فرد بدبين نيز هست، در اين حالت، تجزيه و تحليل ممكن نيست و او نمى تواند عيوب شخصىِ طرف مقابل را ناديده بگيرد و نقايص و اشكالات درونى او را در رابطه خود با او بى تأثير فرض كند.
به هر حال، يافتن انسان هايى كامل و صد در صد بى عيب، بسيار نادر و انگشت شمار است، و هر فردى در كنجكاوى هاى خود، به عيوب مستور و پوشيده مردم پى مى برد و بر اثر آن در خود، نوعى زدگى و لزوم پرهيز، احساس مى نمايد; از اين نظر، اين دسته كه همواره بدبين و كنجكاو هستند، منزوى و گوشه گيرند و نمى توانند مبدأ آثار سازنده اى در اجتماع باشند.
٣. سلب آزادى
يكى از بزرگ ترين نعمت ها براى بشر، داشتن آزادى در نحوه فعاليت هاست; اسلام با تأسيس «اصل نظارت عمومى» و با گماردن مأموران نظارت، آزادى بشر را در انظار عمومى به طرز صحيحى به قوانين عقل و شرع محدود نموده و آزادى در