نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
٢. بدبينى، رشته الفت و دوستى را از هم مى گسلد و بر اثر گمان بدى كه انسان به ديگران دارد، همواره آنها را خيانتكار و در ميدان دوستى، ناپايدار مى پندارد، ناچار مى شود كه همه گونه روابط خود را با آنها قطع كند; از اين رو پيشوايان ما فرموده اند:
«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَليل صُلْحاً;[١]
بدگمانى بر هر كس كه غلبه كند، هر نوع صلح و صفايى را كه ميان او و دوستان وى برقرار است، از بين مى برد».
٣. افراد بدبين هميشه منزوى و گوشه گيرند، و بر اثر رعب و ترسى كه از مردم دارند، هرگز نمى توانند با كسى انس بگيرند; از اين رو در روايات، آمده است كه:
«مَنْ لَمْ يَحْسُنْ ظَنُّهُ اِسْتَوْحَشَ مِنْ كُلِّ أَحَد;[٢]
افراد بدبين از همه مردم وحشت دارند».
٤. بدبينى آفت بزرگى براى سنجش منطق انسان است; بدبينى نوعى اختلال در طرز تفكر و ادراك انسان به وجود مى آورد كه هرگز نمى تواند در موضوعى به صورت خرد پسند وواقع بينانه داورى كند.
٥. بدبينى از بيمارى هاى سرايت كننده است كه هم نشينان انسان را نيز آلوده مى سازد.
٦. بدبينى نه تنها در روح انسان اثر مى گذارد، بلكه بر اساس ارتباطى كه ميان تن و جان وجود دارد، تن نيز از گزند آن سالم نمى ماند، و به قول دانشمند بزرگ عصر ما دكتر كارل: بدبينى و عادت به انتقاد از همه چيز، حتى از قدرت
[١] غررالحكم، ص ٦٩٧.
[٢] همان، ص ٧١٢.