نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥
«كَفى بِالْمَرءِ عَيباً أنْ يُبصِرَ مِنَ النّاسِ ما يَعمى عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ;[١]
بزرگ ترين عيب براى انسان، اين است كه عيب ديگران را با كنجكاوى به دست آورد و خود، داراى همان عيب باشد، ولى آن را حس نكند.»
گروه عيب جو، اگر نيرويى را كه در راه بدگويى و سرزنش ديگران به كار مى برند، در اصلاح خود به كار مى بردند و به جاى عيوب مردم شناسى، به «خودشناسى» مى پرداختند، چه بسا به سعادت نزديك تر بودند; اين جاست كه به ارزش حديثى كه از يكى از پيشوايان بزرگ ما رسيده است پى مى بريم كه فرموده اند: «مَنْ بَحَثَ عَنْ عُيُوبِ النّاسِ فَلْيَبْدَأ بِنَفْسِهِ;[٢] هر كس در عيوب ديگران كنجكاوى كند، بهتر است كه نخست معايب خود را مورد بررسى قرار دهد».
بزرگ ترين عيب چنين كسانى، اين است كه هرگز قابل معاشرت و زندگى نيستند; زيرا رازهاى درونى و اسرار باطنى انسان را آشكار مى سازند و هيچ همنشينى از زيان مصاحبت آنها در امان نيست; بر همين اساس، اميرمؤمنان (عليه السلام) از معاشرت با اين گروه نهى كرده و مى فرمايد:
«إيّاك ومُعاشِرَةَ مُتَبَبِّعى عُيُوبِ النّاسِ! فإنّهُ لَمْ يَسْلَمْ مُصاحِبُهُمْ مِنْهُمْ;[٣]
«از معاشرت عيب جويان بپرهيزيد; زيرا هيچ كس از ضرر آنها در امان نمى ماند».
[١] كافى، ج٢، ص ٤٥٩.
[٢] غررالحكم، ص ٦٥٩.
[٣] همان، ص ١٤٨.