نظام اخلاقى اسلام - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠١
گفتن با مردم، به نيكى سخن بگويند».
امام باقر(عليه السلام) چنين مى فرمايد:
«عَظِّمُوا أصحابَكُمْ وَوَقِّروهم ولا يَتَجَهَّمَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً;[١]
دوستان خود را گرامى بداريد و هرگز با آنان با چهره گرفته برخورد ننماييد».
زندگانى پيشوايان بزرگ اسلام درباره احترام گذاردن به شخصيت افراد، براى ما مسلمانان درس بزرگى است; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به همه طبقات مردم احترام مى گذاشت; هرگاه كسى بر او وارد مى شد، قباى خود را زير پاى او پهن مى كرد و بالشى را كه تكيه گاه خود بود، به او مى داد.
شأن نزول آيه
١. مفسران در شأن نزولى كه براى آيه نقل كرده اند، چنين مى نويسند:
ثابت بن قيس كه قوه شنوايى او ضعيف شده بود، وارد مسجد شد و صفوف مردم را شكافت تا خود را به نزديكى پيامبر برساند; يكى از مسلمانان از جلو رفتن او مانع گرديد و او را پشت سر خود نشانيد; وقتى كه پيامبر از سخنان خود فارغ گرديد; «ثابت» براى انتقام گيرى رو به آن مرد كرد و گفت: تو كيستى؟ وى به او گفت: فرزند فلانى هستم. ثابت براى مسخره كردن وى گفت: هان! فرزند فلان زن! و نام مادر او را برد كه در جاهليت مورد طعن قرار داشت. آن مرد از شنيدن نام مادر خود خجلت زده شد و سر به زير افكند.
٢. ام سلمه، همسر پرهيزگار پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)، كمر خود را با پارچه سفيدى بسته بود; قسمت كوچكى از پارچه آويزان بود; عايشه به حفصه گفت: ام سلمه
[١] كافى، ج٢، ص ١٧٣.