قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠ - وظيفه اصلى پيامبر
وى سطحى بود و دوستان وى او را دلدارى مى دادند; با وجود اين از وحشت و ترس، جان سپرد و مى گفت:«محمد به من گفته است من تو را خواهم كشت و او فردى نيست كه دروغ بگويد».[١]
آيه مورد بحث حاكى است كه پيامبر، مشركان مكه را از برخى از وعده هاى الهى آگاه ساخته بود و آن وعده ها يا همين ها هستند كه گفته شد يا قريب و مشابه اينهايند.
دشمنان ديرباور پيامبر، اصرار مىورزيدند هر چه زودتر اين وعده هاى الهى را با ديدگان خود مشاهده كنند، در اين موقع نخستين آيه مورد بحث، يادآور مى شود كه تحقق يافتن تدريجى اين وعده، در هدفى كه پيامبر براى آن اعزام گرديده است تأثيرى نمى گذارد; وظيفه پيامبر، همان تبليغ و بيان حقايق است و هرگز نبايد در انتظار آثار گفتار خود بنشيند. اين كار خداست كه به محاسبه افراد رسيدگى كند و هر فردى را به پاداش و يا كيفر اعمال خود برساند آن جا كه فرمود:
(فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ).
«بر توست ابلاغ حقايق و بر ماست رسيدگى به حساب افراد».
اين جمله مى گويد: وظيفه رهبر اين نيست كه در انتظار نتايج كار خود باشد و اگر در كار خود پيشروى نديد، فوراً دست از كار بكشد. او بايد با تمام قوا وارد كار شود و وظيفه مقدس رهبرى را به شايستگى انجام دهد و نتايج كار و محاسبه افراد را به خدا واگذارد.
آيه ديگر مورد بحث براى رفع تعجب دشمنان درباره وعده هاى الهى (نابودى دشمنان اسلام) موضوع مرگ و ميرهايى را كه در اطراف جهان انجام مى گيرد يادآور شده و مى فرمايد: آيا آنان نمى بينند كه ما پيوسته اقدام به كاستن جوانب زمين
[١] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٨٤; واقدى، مغازى، ج١، ص ٢٤٤.