قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦ - بهانه جويى مشركان
پاسخ از انتقاد سوم: انتقاد سوم آنها، روى تفاوت هايى بوده كه شريعت اسلام با شرايع گذشته داشت. آنان تصور مى كردند اگر حكمى از جانب خداوند در محدوده اى از زمان تصويب شد، ديگر صحيح نيست در محدوده ديگرى خلاف آن تصويب شود و اگر براى ملل يهود و نصارا موضوعى تحريم شد نبايد در آيين مقدس اسلام حلال شمرده شود، هم چنين اگر در آغاز اسلام قانونى به رسميت شناخته شد هرگز صحيح نيست پس از مدتى خلاف آن تشريع گردد. ريشه اين اشكال از يهود بود و مشركان شبه جزيره آن را از يهود گرفته بودند.
هرگاه ملاك براى تشخيص آيات مكى از مدنى مضامين آيه باشد نه روايات آحادى كه اسناد صحيح و درستى ندارند بايد گفت اين آيه و آيه بعدى در مدينه نازل شده است و هرگز محيط مكه با اين اعتراض و سخنان آشنا نبود; چون مضمون دو اعتراض پيشين به طور مسلم از جانب مشركان بوده و هرگز اهل كتاب، زن و فرزند داشتن را با مقام رهبرى منافى نمى دانستند و انتظار نداشتند كه پيامبر تمام درخواست هاى كودكانه آنان را بپذيرد. از اين رو بايد گفت محل نزول اين آيه، مكه است و مشركان مكه اعتراض به نسخ را از ديگران ياد گرفته بودند و يا بدون تماس با آنان به فكر خود آنها رسيده بود.
خلاصه انتقاد آنان اين است كه تشريع هر حكمى بر اساس مصلحت و ملاكى است و اكنون كه حكم ديگرى جاى آن را مى گيرد از سه صورت خالى نيست:
١. حكم نخست از اوّل فاقد ملاك و مصلحت بوده است;
٢. اين حكم تا لحظه نسخ واجد مصلحت بوده ولى از حالا به بعد آن مصلحت را ندارد;
٣. حكم نخست، هم اكنون نيز مصلحت دارد با وجود اين حكم ديگرى