قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤ - خداوند بخشاينده و كيفر ده
قرآن كريم براى توجه دادن اين افراد به اين مطلب در آيه مورد بحث مى فرمايد:(...وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ...)[١] «پيش از آنان اقوامى به كيفر اعمال و كردار خود رسيده اند» و بايد آنان از سرگذشت اين ملل، درس عبرت بگيرند.
خداوند بخشاينده و كيفر ده
گروهى از دانشمندان كلام[٢] و مفسران جمله (وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَة عَلى ظُلْمِهِمْ); «پروردگار تو در مورد مردم داراى آمرزش است; در حالى كه آنان ستم مى كنند» را دليل بر آن گرفته اند كه تمام گناهان ـ اعم از بزرگ و كوچك ـ هر چند مرتكب آن راه توبه را پيش نگيرد، قابل عفو است; زيرا جمله «على ظلمهم» روشنگر حال آنان است; يعنى آنان با اين كه ظالم و گناه كارند، آمرزش خدا شامل حال آنها نيز مى گردد.
اين نوع تعبير در زبان عرب زياد است; مثلاً مى گويند: «أنا أوده على غدره; من فلانى را با آن كه با من از در حيله وارد مى شود دوست دارم». فقط از ميان گناهان، يك گناه قابل بخشش نيست و آن شرك به خداست كه به تصريح آيه زير بدون توبه و بازگشت از آن قابل بخشش نمى باشد چنان كه مى فرمايد: (إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ...)[٣]: «خداوند گناه شرك را نمى بخشد».[٤]
[١] «مثلات» جمع «مثلة» ـ به فتح ميم و ضم ثاء ـ به معناى عقوبت است. راغب در مفردات مى گويد:«نفحة تنزل بالإنسان فيجعل مثالاً يرتدع به غيره; بلاى ناگهانى است كه بر انسان فرود مى آيد و به منزله نمونه و الگويى مى گردد كه ديگرى از آن عمل اجتناب كند». [٢] كشف المراد، ص ٢٦٢; قوشجى، شرح تجريد، ص ١ـ٥. [٣] نساء(٤) آيه ٤٨. [٤] كشاف، ج٢، ص ١٥٩; مجمع البيان، ج٣.