مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٤
بوعلى سينا با عبارت كوتاهى به اين برهان چنين اشاره كرده است:
نياز بشر به بعثت پيامبر در حفظ نوع خود و تحصيل كمالات وجودى، از روييدن موى مژهها و از گودى كف پا و يا چيزهاى ديگرى كه در بقاى زندگى او ضرورى نيست بلكه تنها مفيد است، بطور قطع بيشتر است. در اين صورت چگونه ممكن است عنايات الهى ايجاب كند كه اين وسايل مفيد را در اختيار او بگذارد ولى بعثت پيامبران را كه براى او يك امر حياتى و ضرورى است، ناديده بگيرد؟! «١» علاوه بر آن خداوند به مقتضاى حكمتش كه صدور هر گونه كار عبث و بيهوده از او محال است، چون انسان را براى رسيدن به سعادت ابدى و كمال نهايى آفريده، بايد وسايل و ابزار لازم را در اختيارش بگذارد. وگرنه كارش عبث خواهد بود. «قالَ رَبُّنَاالَّذى اعْطى كُلِّ شَيْىءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» «٢» موسى گفت: پروردگار ما آن كسى است كه آفرينش ويژه هر موجودى را به او عنايت كرده، سپس او را- در مسير تكامليش- هدايت نموده است.
بنابراين مسأله هدايت تشريعى به وسيله وحى و نبوت، چيزى است كه در تقدير آفرينش انسان بوده و سكونت انسان در روى زمين بدون آن، خلاف حكمت الهى بوده است.
اشكال:
ممكن است گفته شود كه انسان با عقل خدادادى خود مىتواند مسير صحيح زندگى را بشناسد و اگر در گذشته چنين نبوده و عقل بشرى دوران كودكى خود را طى مىكرده، لااقل در عصر حاضر كه بشر در بيشتر زمينههاى مادّى به پيشرفتهاى چشمگيرى دست يافته، نيازى به وحى ندارد.
پاسخ:
براى اين كه معلوم گردد نياز انسان به وحى و نبوت دايمى و هميشگى است و خود او