مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٨
اين غفلت در اثر عواملى در جامعه عموميت پيدا مىكند. با تعاليم انبيا مردم از غفلت بيرون آمده و آنچه را كه فراموش كردهاند، به يادشان مىآيد. تعبيراتى كه در قرآن (سوره انبياء، آيه ٤٨ و سوره نحل، آيه ٤٤) در مورد قرآن و ديگر كتابهاى آسمانى و پيامبر به عنوان ذكر، ذكرى، تذكره و مذكّر آمده است، ناظر به اين جهت است.
٣- بيدارى گرايشهاى خفته:
گاهى انسان چيزى را مىداند و حتّى ممكن است توجه هم داشته باشد امّا انگيزه عمل ندارد و بايد در او انگيزه حركت به سوى عمل ايجاد شود. انبيا به عنوان «مبشر و منذر» انگيزه در مردم به وجود مىآورند و گرايشهاى خفته را بيدار مىكنند؛ چرا اين كه روح انسان دو دستگاه دارد: دستگاه بينش و دستگاه گرايش. هر انسانى از عذاب مىترسد ولى در عمل چنين تأثيرى در مردم ديده نمىشود، پيامبران با توضيح عذابهاى اخروى و نعمتهاى بهشتى، گرايشها را به فعليت مىرسانند.
٤- رهبرى جامعه به سوى كمال:
انبيا در صورت فراهمبودن شرايط لازم، رهبرى اجتماعى، سياسى و قضايى مردم را به عهده مىگيرند و بديهى است كه رهبر معصوم، يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى براى جامعه مىباشد و به وسيله او جلو بسيارى از نابسامانيهاى اجتماعى گرفته مىشود و جامعه از اختلاف و پراكندگى و كجروى نجات مىيابد و به سوى كمال مطلوب رهبرى مىگردد. بر اين اساس، با توجه به ويژگىهاى رهبران الهى و برنامههاى وحيانى و آسمانى آنها، بشر مىتواند تنها در پرتو پيروى صادقانه از انبيا و عمل به برنامههاى آسمانى آنان، به «مدينه فاضله» آرمانى مورد ادعاى فلاسفه و ساير بزرگان علم و انديشه، در حد ايدهآل دست يابد.