مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١٠
٢- معجزه قابل تعليم و تعلّم نيست؛ درسى نيست كه كسى بخواند و ياد بگيرد يا رياضتى كه با انجام آن قدرت بر معجزه پيدا كند. بلكه موهبتى الهى است كه خداوند آن را علامت نبوت قرار داده است. ولى ساير تصرّفات غيرعادى كه از بعضى سر مىزند، قابل تعليم و تعلّم و كسب كردن است، ديگران هم مىتوانند با آموزشها و تمرينهاى ويژه، به آنها دست يابند.
٣- معجزه همراه با ادعاى نبوت است و به عنوان سند نبوت اقامه مىگردد. از اين رو اگر كسى كار خارقالعادهاى انجام دهد ولى مدعى نبوت نباشد، آن كار خارقالعاده، معجزه ناميده نمىشود.
٢- جمعآورى قراين امروزه جمعآورى قرائن، يكى از بهترين راهها براى كشف موضوعات قضايى شمرده مىشود؛ هرگاه قتلى در محلّى واقع شود و هنگام وقوع حادثه، كسى جز مرتكب يا مرتكبان، در آن جا حاضر نبوده باشند، قاضى براى كشف حقيقت امر و تشخيص مجرم واقعى، شروع به جمعآورى قراين مىكند؛ مثل سوابق متّهمان و روحيّه آنان در جلسات بازپرسى، زمان و مكان وقوع قتل، چگونگى روابط متّهمان با مقتول، اطلاعات همسايگان محل از رفت و آمدهايى كه به آن جا مىشده و قاضى از مطالعه مجموع اين قراين، ارتكاب قتل را از ناحيه متّهمان بطور قطع و يقين تشخيص مىدهد و رأى نهايى خود را درباره آنها صادر مىكند؛ يا به برائت قطعى آنان حكم مىدهد.
اين طرز استدلال منحصر به موضوعات قضايى نيست و در بسيارى از مسائل اجتماعى، تاريخى و سياسى نيز از اين روش استفاده مىشود؛ مثل اين كه براى كشف مؤلف كتابى كه هنوز ناشناخته است، يا كشف بانيان اصلى يك بناى تاريخى، يا كشف عاملان اصلى يك كودتاى نظامى از همين روش استفاده مىشود. منتها گاهى قراين به قدرى زياد است كه مىتوان از روى آن يك نظر قاطع داد و در پارهاى موارد بيش از يك دليل ظنى ارزشى ندارد و اين بسته به وضع قراين و طرز جمعآورى آنهاست.