مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٥٩
٤- تبعيت از هواهاى نفسانى:
كُلَّما جائَتْهُمْ رَسُولٌ بِما لاتَهْوى انْفُسُهُمْ فَريقاً كَذَّبُوا وَ فَريقاً تَقْتُلُونَ «١» هرگاه كه پيامبرى به سويشان مىآمد و چيزى مىگفت كه دلخواهشان نبود، گروهى (از پيامبران) را تكذيب مىكردند و گروهى را مىكشتند.
٥- پايبندى به سنّتهاى نياكان:
وَ اذا قيلَ لَهُمُ اتَّبَعُوا ما انْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما الْفَيْنا عَلَيْهِ ابائَنا «٢» وقتى به آنان گفته مىشود از آنچه خداوند نازل كرده پيروى كنيد، مىگويند: بلكه ما پيروى مىكنيم آنچه را كه پدرانمان را بر آن يافتيم.
شيوههاى برخورد با انبيا ١- تحقير و استهزا:
عمومىترين شيوهاى كه مخالفان دعوت انبيا به كار مىگرفتند، مسخره كردن و تحقير بود.
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ الّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ «٣» خيلى جاى تأسف است بر مردم كه هيچ پيامبرى به جانب آنها نمىآمد مگر او را به مسخره مىگرفتند.
اگر پيامبران افرادى بودند كه به نيروى خودشان متّكى بودند، خواه ناخواه در برابر اين رفتار عقبنشينى مىكردند؛ چون يك فردى كه در ميان جامعهاى مورد استهزا قرار گيرد و همه به او بخندند و مسخرهاش كنند، مشكل است مقاومت كند ولى پيامبران رسالتى دارند كه بايد استقامت ورزند.