مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٥٧
هيچ بيم دهندهاى را به قريهاى نفرستاديم، جز آن كه توانگران عيّاشش مىگفتند: ما به رسالت شما كافريم.
و وقتى گروه اندكى كه بيشتر آنان از محرومان جامعه بودند، به پيامبران ايمان مىآوردند، آنان را مورد تحقير قرار مىدادند.
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا ... ما نَريكَ اتَّبَعَكَ الّا الَّذينَ هُمْ اراذِلُنا «١» اشراف قوم نوح كه كافر شدند گفتند: ... نمىبينيم جز اينكه افراد پست ما از تو پيروى مىكنند.
كمتر اتفاق مىافتاد كه جامعهاى بر پايه عقايد صحيح و موازين عدل و قسط و پيرو پيامبران تشكيل گردد، آن چنان كه در زمان حضرت سليمان تشكيل شد؛ اما به هر حال بخشهايى از تعاليم انبيا در فرهنگ جامعههانفوذ مىكرد و سردمداران كفر نمىتوانستند، جلو اين نفوذ فرهنگى را بگيرند.
علل مخالفت با انبيا از آيات قرآن استفاده مىشود كه انگيزههاى مخالفت با انبيا امور زير بوده است:
١- استكبار (خود بزرگ بينى):
انَّهُمْ كانُوا اذا قيلَ لَهُمْ لا الهَ الّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ «٢» آنان چنين بودند كه وقتى بدانها گفته مىشد هيچ معبودى جز «اللَّه» نيست، كبر مىورزيدند.
كبر و خود بزرگ بينى بزرگترين مانع هدايت پذيرى و پيروى از پيامبران الهى بوده و عكس آن يعنى تواضع، يكى از عوامل پذيرش هدايت بوده و هست. قرآن از بعضى علما و راهبان مسيحى تعريف مىكند كه وقتى حق را مىشنوند، مىپذيرند و علتش را اين بيان مىكند كه ايشان روحيه استكبارى ندارند. «٣»