مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٧
سببيّت بخشيده است، نه اينكه به اسبابى مستقل از ذات و مخلوقات خود نيازمند باشد.
موجودات در وجود و آثار وجود، هيچ استقلالى از خود ندارند و چنان كه خداوند در ذاتش شريك ندارد، در افعالش نيز شريك ندارد. از اين رو، در قرآن كريم گاهى افعال موجودات به خدا استناد داده شده است؛ مانند آن جا كه مىفرمايد:
وَ ارْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَانْزَلْنا مِنَ السَّمآءِ ماءًا ... «١» و بادها را باردار كننده فرستاديم. پس، از آسمان آبى فرو فرستاديم انسان نيز يكى از مخلوقات خداوند است و گرچه او، خود، فاعلِ افعال خويش و در سرنوشت خود مؤثر است، ولى به هيچ وجه از قدرت و اراده خداوند مستقل نيست و خداوند به او اراده و قدرت بخشيده است تا افعالش را با اراده و قدرت انجام دهد. از اين رو، كارهاى ارادى انسان را نيز هم مىتوان به خداوند نسبت داد و هم به خود او؛ چنان كه قرآن كريم خطاب به پيامبر (ص) مىفرمايد:
وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى «٢» تو نبودى كه تير انداختى آن زمان كه تير انداختى، بلكه خدا بود كه تير انداخت.
توحيد در عبادت چون آشكار شد كه در كار اين جهان، چه در آفرينش و چه در تدبير آن، هيچ كس و هيچ چيز جز خداوند نقشى مستقل ندارد و او در خلق و تدبير شريكى ندارد و همه عوامل مؤثر در جهان، مانند خورشيد و ماه و ستارگان و ابر و باد و باران و رعد و برق، آب و خاك، زير فرمان اويند، ديگر خردمندانه نيست كه انسان كس يا چيزى ديگر را بپرستد و بستايد. خضوع و پرستش خردمندانه در برابر كسى است كه عظمت، قدرت و آفرينش از آن اوست و جز خداوند كسى و چيزى اينگونه نيست. قرآن بيش از هر چيزى بر يكتاپرستى و توحيد در عبادت پاى مىفشارد و آن را نتيجه منطقى توحيد مىشمارد: