مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٥١
ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و معيار نازل كرديم تا مردم براى برپايى عدل و قسط به پا خيزند.
اين آيه به طور صريح به پا داشتن قسط و عدل را هدف رسالت و بعثت پيامبران معرفى كرده است.
دعوت به شناختن خدا و نزديك شدن به او يعنى دعوت به توحيد نظرى و توحيد عملى؛ و دعوت به برقرارى قسط و عدل يعنى دعوت به برقرار ساختن جامعه توحيدى بر پايه عدالت اجتماعى. اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا هدف اصلى پيامبران، خداشناسى و خداپرستى است و همه چيزهاى ديگر از جمله عدل و قسط اجتماعى مقدمه است يا هدف اصلى بر پاشدن عدل و قسط است و شناختن خدا و پرستش او، وسيلهاى براى تحقق اين ايده اجتماعى است؟
در اين جا چند گونه مىتوان نظر داد:
١- پيامبران دو هدف مستقل داشتهاند: يكى مربوط به دنيا و ديگرى مربوط به آخرت؛ آنان از اين نظر كه در انديشه سعادت دنيوى بشر بودهاند، دعوت به برپايى عدل و قسط كردهاند و از آن جهت كه مىخواستند سعادت اخروى انسان را تأمين كنند، به شناختن خدا و پرستش او دعوت نمودهاند.
٢- هدف اصلى پيامبران برپايى عدل و قسط اجتماعى است و دعوت به شناختن خدا و پرستش او، مقدمهاى براى تحقق آن ايده اجتماعى است يعنى براى انسان ضرورتى ندارد كه خدا را بشناسد، همان طور كه براى خداوند فرق نمىكند كه انسان او را بشناسد يا نه، بپرستد يا نه؛ ولى نظر به اين كه كمال انسان زندگى در يك جامعه عادلانه است و اين امر بدون شناختن خدا و پرستش او كه ضامن اجراى قوانين اجتماعى است ميسر نيست، از اين رو خداوند معرفت و پرستش خودش را واجب كرده است تا عدالت اجتماعى محقق گردد.
٣- هدف اصلى شناختن خدا و نزديك شدن به اوست و برقرارى عدالت اجتماعى مقدمه وصول به آن است؛ زيرا با توجه به اين كه زندگى انسان اجتماعى است، اگر قسط و عدل بر جامعه حاكم نباشد، حركت خداجويانه انسان امكانپذير نيست. بنابراين ارزشهايى از قبيل عدل، مساوات، عفو، محبت، احسان و ... ارزش ذاتى ندارند و بالذّات