مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٦٢
و ما هيچ پيامبرى را به قريهاى نفرستاديم مگر آنكه ساكنانش را به سختى و بيمارى گرفتار كرديم، شايد كه تضرع كنند (و برگردند).
ج- املاء و استداراج:
وقتى كه شرايط پذيرش حق فراهم شد، انسانها بايد راه صحيح را انتخاب كنند و دعوت انبيا را بپذيرند ولى نه هدايت در بعد شناخت و نه شرايط محيطى و روانى، علّت تامه براى انتخاب انسان نيست بلكه مقتضى براى هدايت انسان است؛ پس اگر مردمى در اثر اعمال گذشته خود قساوت قلب پيدا كردند، آن قساوت قلب مانعى بر سر راه آن مقتضى مىشود، همان طورى كه وسوسه شيطان و تزيين او مانع ديگرى مىشود. اين موانع مردم را در مجراى سنت ديگرى قرار مىدهد؛ يعنى نعمتهاى مادّى برايشان زياد مىشود تا بر غفلت آنها افزوده شود كه اين امر، در آيات، املاء و استدراج ناميده شده است.
وَالَّذينَ كَذَّبُوا بِاياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ «١» و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جائى كه نمىدانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.
استدراج يعنى پلهپله، آرامآرام، كسى را به جايى كشاندن.
وَ امْلى لَهُمْ انَّ كَيْدى مَتينٌ «٢» و به آنان مهلت مىدهم همانا كيد من محكم است.
خداوند مقدمات هدايت انسانها را فراهم مىكند. ولى عدهاى از آنان تحت تأثير واقع نمىشوند. از اين رو در مجراى سنت املاء و استدراج قرار مىگيرند؛ خوشيها و نعمتهايشان را زياد مىكند تا آرامآرام به طرف عذاب و به سختى كشيده مىشوند و اين يك عقاب براى آنهاست.