مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٤٠
خداوند داناى نهان است، غيب خود را براى كسى ظاهر نمىكند جز براى رسولى كه از او خشنود است. و از پيش و پشت سر آن رسول، نگهبانانى (از فرشتگان) مىگمارد تا بداند كه پيامبران رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند و خداوند به آنچه كه نزد پيامبران است احاطه دارد و عدد هر چيزى را شمرده است.
عصمت پيامبران از گناه اعتقاد به عصمت انبيا از گناهان عمدى و سهوى، از عقايد قطعى شيعه است. قبل از بيان ادلّه آن لازم است به اين نكته اشاره شود كه منظور از معصوم بودن پيامبران اين است كه آن بزرگواران داراى ملكه نفسانى نيرومندى هستند كه در سختترين شرايط هم آنان را از ارتكاب به گناه بازمىدارد؛ ملكهاى كه از آگاهى كامل و دايم به زشتى و نتيجه گناه و از اراده قوى بر مهار كردن تمايلات نفسانى حاصل مىگردد. پس معصوم بودن تنها عدم ارتكاب گناه نيست، چون ممكن است يك فرد عادى هم به خاطر آماده نبودن شرايط مرتكب گناه نشود، بويژه اگر عمرش كوتاه باشد.
دليل عقلى هدف اصلى از بعثت انبيا راهنمايى بشر به سوى خداو راه بندگى او و سعادت است.
حال اگر رسولانى كه خود آورنده پيامهاى الهى هستند، پايبند به آنها نباشند و خود بر خلاف محتواى رسالتشان عمل كنند، اعتماد مردم به گفتار آنان نيز سلب مىشود و در نتيجه هدف از بعثت ايشان بطور كامل، تحقق نخواهد يافت. پس همان حكمت و رحمت الهى اقتضا دا مبانى انديشه اسلامى(١) ١٤٦ پيامبران اولوالعزم ص : ١٤٥ رد كه پيامبران افرادى پاك و معصوم از گناه باشند و حتّى كار ناشايستهاى از روى سهو و نسيان هم از ايشان سرنزند تا مردم گمان نكنند كه ادّعاى سهو و نسيان را بهانهاى براى ارتكاب گناه قرار دادهاند. و به بيان ديگر، محال است خداوند حكيم زمام امور رهبرى و تربيتى و هدايت مردم را به دست كسانى بسپارد، و با جارىكردن معجزات به دست آنان، آنها را به عنوان سفيران خود و مربيان و هاديان جامعه به بشريت معرفى كند، امّا آنان مانند ديگران مرتكب گناه گردند و رفتارشان متناقض با گفتارشان باشد.