مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٧٨
روشن است كه هر امر فطرى نمايانگر چيزى است كه به آن تعلق دارد، يعنى وجود يك چيز فطرى دليل بر وجود متعلق آن در خارج است. با توجه به اين كه اين جهان و موجودات آن بويژه انسان دستخوش مرگ و نيستى مىشوند، بنابراين، وجود جهان ديگرى غير از اين جهان كه قرآن از آن به سراى باقى و جاودانى ياد مىكند براى تحقق اين امر فطرى ضرورىاست.
انگيزههاى انكار معاد با بررسى آيات قرآن كريم به اين نتيجه مىرسيم كه منكران معاد دليلى بر انكار آن نداشته و ندارند، بلكه فقط آن را بعيد دانسته يا مىدانند. البته امورى سبب بعيد دانستن و انكار آنان شده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
الف- گريز از مسؤوليت:
قرآن كريم در اين زمينه بيانى دارد، و مىفرمايد:
بَلْ يُريدُ الْانْسانُ لِيَفْجُرَ امامَهُ يَسْئَلُ ايَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ «١» (انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و) دايم گناه كند (به همين خاطر) مىپرسد قيامت كى خواهد بود؟
بنابراين، آنچه درباره بهشت و دوزخ گفته شده است همه را تكذيب مىكند تا از نوعى آزادى مطلق برخوردار شود.
ب- باور نكردن قدرت و علم خداوند:
منكران معاد، زندهشدن مردگان را تنها به گمان خود بعيد مىپندارند و هيچگونه دليل علمى نيز بر انكار آن ندارند. بنابراين استبعاد را بجاى برهان گرفتهاند. قرآن دراينباره مىفرمايد: