مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١٤
الَّذينَ اتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ ابْنائَهُمْ «١» آنهايى كه كتابشان داديم، او را- پيامبر اسلام را- مىشناسند بگونهاى كه پسران خود را مىشناسند.
كسانى كه نبوت حضرت موسى (ع) و عيسى (ع) برايشان ثابت نبود، طبيعى است كه نبوت حضرت رسول (ص) هم براى آنان از اين راه ثابت نمىشد؛ امّا براى خصوص يهود و نصارى، بويژه آنهايى كه بطور دقيق اوصاف پيامبر اكرم را مىدانستند، حجت تمام بود.
و از اين جا پاسخ اين سؤال داده مىشود كه آيا ضرورى و لازم است هر پيامبرى معجزه بياورد؟
آنچه لازم است، اثبات قطعى نبوت پيامبر براى مردم است و عقل مىگويد براى اتمام حجت، بايد نبوّت پيامبر به دليل قطعى براى مردم ثابت شود؛ پس اگر مردمى از راه جمعآورى قراين يا به معرفى پيامبر ديگرى كه نبوتش بطور قطع ثابت شده، به نبوّت مدّعى آن يقين كردند، از نظر عقلى لازم نيست كه او نيز معجزه بياورد؛ چون آوردن معجزه براى اتمام حجت است و با آن دو راه ديگر كه نبوت مدّعى را براى مردم يقينى كرد، اتمام حجت شده است. بله، اگر او هم معجزه بياورد، تفضلى از خداوند است؛ همان طورى كه اگر پيامبرى براى مردمى معجزه آورد و نبوّتش را ثابت كرد، اگر دوباره معجزه و كراماتى كه موجب اطمينان بيشتر براى مردم مىشود، از او ظهور كرد، اين از تفضّل خداوند است. نتيجه اين كه از نظر عقلى ضرورتى ندارد، هر پيامبرى معجزه داشته باشد.