مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٧
همواره تحت تأثير عوامل درونى و بيرونى است كه بر گرايشهاى فطرىاش اثر مىگذارند.
او، از حسد، جاهطلبى، خودخواهى، دنيادوستى، شهوات و اميال نفسانى اثر مىپذيرد و خدا را فراموش مىكند. ولى گاه به هنگام پيشامدهاى سخت و برخورد با مبانى انديشه اسلامى(١) ٦٤ پرسش ص : ٦٤ حوادث ناگوار سهمگين، چون بيمارى بىعلاج، غرق شدن در آب و سقوط هواپيما، اميدش از ديگر موجودات به كلى قطع مىشود و شعله درونى و كشش فطرىاش آشكار مىگردد و ناخودآگاه به پروردگار روى مىآورد و دست نياز به درگاه بىنيازش بلند مىكند.
بسيارى از ما بارها اين حالت توجه به خدا را در لحظههاى سخت زندگى، در نهان خود احساس كردهايم و در هنگامههاى دشوار، خدا را با همه وجود در دل يافتهايم، ولى پس از رهايى، ديگر بار در زندگى مادّى غوطهور شده و خدا را فراموش كردهايم.
قرآن كريم در موارد بسيارى به انسان هشدار داده و اين حالتش را، كه در وقت بيچارگى و درماندگى به خدا روى مىآورد و پس از رهايى، او را فراموش مىكند، نكوهش كرده است:
ثُمَّ اذا مَسَّكُمُ الضُّرُ فَالَيْهِ تَجْئَرُونَ ثُمَّ اذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ اذا فَريقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ «١» سپس، وقتى گرفتارى به شما رو آورد، بهسوى خداوند ناله و زارى مىكنيد [تا گرفتارى را برطرف كند]. سپس، هنگامى كه گرفتارى را از شما دور مىكند، گروهى از شما به پروردگارشان شرك مىورزند.
اين كه انسان در آن لحظهها با توجهى خالصانه خدا را مىخواند و با همه وجود به او رو مىكند بدين دليل است كه اميدش از همه جا قطع شده و از غير خدا بريده است. اگر انسان بتواند همواره اين حقيقت را، كه اسباب و علل مادى و طبيعى از خود استقلالى ندارند، احساس كند و به ناتوانى و درماندگى خود و ديگر موجودات ايمان آورد، درخواهد يافت كه: