مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٦
وجود ندارد.)
هدايت دين به اهداف عالى خلقت هيچ كس هر قدر هم سطحى به جهان آفرينش بنگرد- نمىتواند تصور كند كه جهان هستى بدون هدف آفريده شده است؛ زيرا خالق جهان، آفريدگارى حكيم است و حكيم، كار عبث انجام نمىدهد، بلكه هدف از خلقت، اين است كه هر موجودى، بخصوص انسان، در جنبههاى علمى و عملى، به كمال شايسته خود برسد.
از اين گذشته، نظم و پيوستگى جهان خلقت و هماهنگى همه موجودات حاكى از وجود هدف مشخّص و معيّنى در اصل آفرينش است و آن اينكه: همه موجودات جهان براى «حيات انسان» آفريده شدهاند و گويا گردش مهر و ماه، ريزش برف و باران، جزر و مد درياها و ... براى انسان و تكامل اوست، بهطورى كه اگر خللى در يكى از اين پديدهها بهوجود آيد، زندگى براى انسان ممكن نخواهد بود. «١» قرآن كريم اين حقيقت را بارها به صراحت بيان كرده است:
وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ «٢» خورشيد و ماه را، كه با برنامه منظمى در كارند، به تسخير شما در آورد و شب و روز را نيز مسخّر شما ساخت.
حالكه هدف از آفرينش، رسيدن انسان به كمال شايسته خود مىباشد، اين سؤال مطرح مىشود كه راه رسيدن به اين كمال چيست؟
حيوانات از هر نوع راهنمايى، كه راه و رسم زندگى را به آنها بياموزد، بىنيازند؛ زيرا رموز زندگى متناسب با كمال مورد نياز خود را در مكتب غريزه آموختهاند و با برخوردارى از آن، به كمال مطلوب خود مىرسند؛ مثلًا، هر جاندارى به شيوه باردارى، زايمان و پرورش نسل خود آگاه است و همين هدايت او را از هر نوع معلمى بىنياز مىكند.
ولى در انسان، رهبرى غرايز براى تأمين نيازمنديهايش كافى نيست و هرگز نمىتواند زمام زندگى را بهدست آن بسپارد تا او را به سر منزل مقصود برساند، اما چراغ عقل و