مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٩
من نفس سركش خود را با تقوا و عمل به واجبات و مستحبات و خوددارى از محرمات و مكروهات عادت مىدهم و رام مىسازم تا در قيامت، با ايمنى وارد محشر شود و درآنجا كه همه مىلغزند او ثابت و بىتزلزل بماند. «١» ٢- در اثر انجام تكليف، انسان عادت مىكند كه درباره مبدأ و معاد و كيفيت آفرينش بينديشد و با براهين قاطع، از حقايق غيبى آگاه شود.
٣- احساس تكليف انسان را به ياد وعدهها و وعيدهاى الهى مىاندازد و به بشر متذكر مىشود تا پردههاى غفلت را كنار بزند و به ياد بهشت و دوزخ باشد.
٤- از همه مهمتر، ثواب اخروى است كه در امتثال تكاليف وجود دارد. «٢» ج- اخلاق: مراد از اخلاق، يك رشته مَلَكات نفسانى است كه از آن به «فضايل» و از صفات مقابل آنها به «رذايل»، تعبير مىكنند؛ مثلًا، صبر و بردبارى در مقابل سختىها از فضايل اخلاقى و نقطه مقابل آن، جزع و بىتابى است كه جزو رذايل اخلاقى ناميده مىشود و نكوهيده مىباشد.
اصول اخلاقى بر پايه حسن و قبح ذاتى و عقلى جاودان استوار است، از اين رو پيوسته و دايمى خواهد بود و با دگرگونى حالات انسانها حقيقت آنها، تغيير نخواهد كرد.
ملاك دين برنامههايى كه بهعنوان پيام الهى به وسيله رسولان او به بشر عرضه مىشود، برنامههاى دينى ناميده مى شود وبه مجموع آنها «دين» گفته مىشود؛ و به موازات آن، مُصلحانى كه خود را برانگيخته خدا مىدانند و سخنان او را بدون كم و زياد، بازگو مىكنند، پيامآوران ديناند، ولى مصلحانى كه خود را برانگيخته عقلشان مىدانند، مصلحانى خيرانديشاند و پيامشان پيامى انسانى است. و بدين دليل، قطعاً در آن خطا و نقصان راه دارد، بخلاف پيامهاى الهى كه به منبع وحى لايزال متصل است و هيچ خطا و خللى را در آن جايى نيست.