مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٩٣
درس بيست و هفتم: هنگامه جان دادن زمان جان دادن، از دشوارترين لحظات زندگى انسان است. جدا شدن از همه آن چيزهايى كه انسان با آنها انس و علاقه داشته، و سفر به دنيايى ناشناخته، آنهم با كولهبارى سنگين از اعمال خوب و بد و سرانجامى نامعلوم! آن گاه كه غبار مرگ رخ مىنمايد و بر رخسار آدمى نمودار مىشود فروغ زندگى از نگاه انسان رخت بر مىبندد، نفس به شماره مىافتد، تپش قلب به كندى مىگرايد، اضطراب، ترس و واهمه عجيبى سراسر وجود انسان را فرا مىگيرد، اندك اندك حرارت بدن پايين آمده سرد و سردتر مىشود، تا اين كه با قبض روح كامل توسط فرشته مرگ كالبد انسان بىجان نقش زمين مىشود، و رابطه انسان با حيات دنيوى بكلى قطع مىگردد.
انسان در هنگام جان دادن دستخوش حالتها و شاهد صحنههايى مىباشد كه از ويژگيهاى اين هنگام محسوب مىشود. به برخى از آن صحنهها كه انسان در لحظه جان كندن و جان دادن مواجه مىشود مىپردازيم.
لحظه بيدارى و حسرت واپسين لحظههاى حيات، لحظات حساس و پرمخاطره براى محتضر است؛ زيرا كه شاهد صحنههايى بىسابقه در تاريخ زندگى خود است. از جمله صحنههايى كه براى محتضر پيش مىآيد اين است كه در حالى كه محتضر خود را در ميان جمع خانواده مىبيند اما احساس تنهايى و بيگانگى كرده و دچار وحشت و اضطراب است، زيرا ارتباطش با