مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٨٢
تعابير قرآنى قرآن كريم درباره مرگ تعبيرهاى گوناگونى دارد و در روايات اسلامى نيز، واژههايى چند براى آن به كار رفته است كه هر يك گوياى چهرهاى از اين واقعيت است. يكى از اين تعابير، كه در قرآن زياد به كار رفته است، كلمه «توفّى» است. توفّى از ماده «وفا» است بهمعناى دريافت چيزى، بىكم و كاست. بنابراين، «تَوَفَّيْتُ الْمالَ» يعنى مال را بى كم و كسر دريافت كردم.
در آياتى كه از مرگ با مادّه «توفّى» تعبير شده است، استفاده مىشود كه انسان افزون بر بُعد مادى، داراى بُعد روحانى است و اين بُعد حقيقت انسان است و با مرگ نابود نمىشود، بلكه زندگىاش به شكلى ديگر ادامه مىيابد؛ زيرا در اين آيات، بىدرنگ پس از مرگ، سخن از پارهاى اعمال حياتى مانند مكالمه و آرزو به ميان آمده است كه وجود زندگى پس از مرگ را به روشنى تأييد مىكند. نمونههايى از اين آيات چنيناند:
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فى الْارْضِ قالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فيها فَاولئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَائَتْ مَصِيراً «١» بهراستى آنان كه فرشتگان، جانشان را گرفتند در حالى كه بر خود ستمگر بودند، بدانان گفتند:
«در چه وضعى به سر مىبرديد؟» گفتند: «ما در زمين، مردمى زير دست و مستضعف بوديم.» فرشتگان گفتند: «آيا زمين خدا فراخ نبود كه در آن سفر كنيد [و خود را از زير سلطه ديگران برهانيد]؟!» پس جايگاه آنان جهنم است و بدفرجامى است.
در اين آيه از مكالمه فرشتگان با انسان پس از مرگ سخن به ميان آمده است. روشن است كه اگر همه واقعيتِ انسان جسد بى حس و شعور باشد، مكالمه بىمعناست. از اين آيه استفاده مىشود كه انسان، پس از اينكه از اين جهان رخت برمىبندد، با ديده، گوش و زبان با فرشتگان و مأموران غيبى خداوند به گفت و گو مىپردازد.