مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٨
درس نوزدهم: ضرورت مصونيت وحى بعد از آن كه دانستيم خدا بايد پيامبرى را برگزيند و مطالبى را به او وحى كند كه به بندگان برساند، اين سؤالها مطرح مىشود:
چه ضمانتى براى صحّت ابلاغ وحى وجود دارد؟
از كجا مطمئن شويم كه شخص پيامبر، وحى الهى را درست دريافت كرده و آن را درست به مردم رسانده است؟
اگر واسطهاى بين خدا و پيامبر وجود داشته باشد، از كجا مطمئن شويم كه او نيز رسالت خود را بطور صحيح انجام داده است؟
اگر كسى ادعا كند كه عقل مىتواند وحى را از غيروحى تشخيص دهد مىگوييم تنها در صورتى كه محتواى پيامى مخالف احكام يقينى باشد، خواهد فهميد كه آن پيام، وحى نيست؛ مثل اين كه كسى ادّعا كند از طرف خدا به او وحى شده كه اجتماع نقيضين ممكن است يا زوال و تغيّر در ذات الهى راه دارد. امّا نياز اصلى به وحى در مسائلى است كه عقل راهى براى اثبات يا نفى آنها ندارد و نمىتواند با ارزيابى مفاد و محتواى پيام، صحّت و سقم آن را تشخيص دهد. در چنين مواردى از چه راهى مىتوان صحّت محتواى وحى و مصونيّت آن را از تصرّف عمدى يا سهوى وسايط اثبات كرد؟
در پاسخ بايد گفت، همان گونه كه عقل با توجه به حكمت و رحمت الهى- طبق برهانى كه در درس اول بيان شد- در مىيابد كه براى رسيدن انسان به كمال، بايد از طرف خداوند راه ديگرى غير از شناختهاى حسّى و عقلى وجود داشته باشد، به همين ترتيب درك مىكند كه مقتضاى حكمت الهى اين است كه پيامهاى او سالم و دستنخورده به