مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١٨
از قدرتهاى كوچكى سرچشمه مىگيرد كه كمترين تاب مقاومت در مقابل قدرت بىپايان خداوند را ندارد. اين نكته را از قرآن نيز مىتوان استفاده كرد؛ زيرا قرآن مىفرمايد:
قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ انَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ انَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدينَ «١» موسى گفت: اين كارها- خارقالعادهها- كه آورديد، سحر است؛ خداوند بزودى آن را باطل مىكند، خداوند كار مفسدان را اصلاح نمىكند.
يعنى كارهاى خارقالعادهاى كه با نيروى محدود انسانى آورديد، تاب مقاومت در برابر معجزه را ندارد و ساحران افراد فاسدى هستند و اهداف پستى را دنبال مىكنند. از اين آيه استفاده مىشود كه كاربرد معجزه با ساير كارهاى خارقالعاده بشرى فرق دارند؛ خوارق عادات بشرى براى اغراض دنيوى مانند سرگرمى، اغفال مردم، به دست آوردن شهرت و ... آورده مىشود؛ در حالى كه انبيا معجزه را به اذن خداوند براى اثبات نبوّتشان مىآورند تا به اهداف عالى تربيتى خود برسند و به مردم كتاب و حكمت ياد دهند و هيچگونه قصد اغفال يا سوء استفادهاى را ندارند.
پاسخ به برخى پرسشها و شبهات ١- آيا اعجاز اصل عليت را نقض نمىكند؟
كسانى پنداشتهاند كه آوردن معجزه از نظر عقلى ممكن نيست، چون ناقض قانون عليّت است. آنان مىگويند: به مقتضاى قانون عمومى عليّت، هر معلولى مبانى انديشه اسلامى(١) ١٢٣ ٤ - علت نياوردن برخى معجزات چيست؟
ص : ١٢٢ از علّت خاص خودش صادر مىشود؛ حرارت از آتش صادر مىشود نه از يخ، همينطور شفا يافتن مريض و ... همه معلولهايى هستند كه داراى علل خاصى مىباشند؛ اگر ما بپذيريم كه چيزى برخلاف اين جريان علّى و معلولى انجام گيرد، معنايش اين است كه قانون عليت را نپذيرفتهايم. به بيان ديگر، معلول بدون علت تامّه محال است؛ شما كه مىگوييد جايى آتش گلستان شد بدون اين كه آبى و بذرى باشد، معنايش اين است كه گل تحقق پيدا كند